تبلیغات
مردان خدا (شهدای دارالمومنین کاشان) mardanekhoda.ir
سه شنبه 4 مرداد 1390

کاشان: شهر شهیدان

نوع مطلب :شهید در کلام بزرگان ،

مقام معظم رهبری:

این شهر(کاشان) ، شهیدان برجسته و عزیزى دارد. سرداران شهیدى از این شهر برخاستند. نمیشود نام آورد؛ فهرستشان طولانى است؛ شهید كریمى، شهید زجاجى؛ شهداى بزرگ، فرماندهان؛ كسانى كه توانستند با حضور خود در جبهه، كار بزرگى انجام دهند. برجستگانى از كاشان و آران و بیدگل و مناطق پیرامونى این شهرستانها كارهاى بزرگى كرده ‏اند و استعدادهاى بزرگى را در این راه از خود نشان داده ‏اند.

تصویر امام خمینی و مقام معظم رهبری

آنچه كه امروز برعهده مردم است، قدردانى از شما و شهیدان است. آنچه كه بر عهده مسؤولان است، قدردانى عملى از خانواده‏ها و بازماندگان شهیدان و همچنین جانبازان و آزادگان است. آنچه بر عهده خود شماست، این است كه نام و یاد شهیدان را با عمل و روحیه و زبان خود، همچنان عزیز و ارجمند بدارید. دشمن باید از زبان فرزندان شهدا چیزى را بشنود كه مثل گلوله‏اى در دلش اثر كند. فرزندان شهدا امروز در همه‏ جا هستند؛ در دانشگاهها، در مدارس، در مراكز كار و مسؤولیت، در سطوح مختلف. عزیزان من! هرجا هستید، نگذارید درخشندگى نور شهادت كه در خمیره شماست، به وسیله ترفندهاى دشمنان خاموش شود و افول پیدا كند. به شهادت و راهى كه پدران و عزیزان شما در آن به شهادت رسیدند، افتخار كنید و بدانید اگر شهدا و جانبازان نبودند، اگر آن ایثارگریها و فداكاریها نبود، این ملت امروز تیره‏ روزترین ملتهاى منطقه بود. این كه می‏بینید مردمِ بعضى از كشورها با داشتن دین و احساسات و حرف، جرأت و میدان ابراز آن را ندارند و مسؤولانى بر آنها حكومت می‏ كنند كه اجازه نمی‏ دهند مردم عقاید و احساسات اسلامى خود را ابراز كنند، این وضعیت در این كشور به خاطر سلطه طولانى امریكا به‏ مراتب از آن كشورها بدتر می شد؛ زندگى مادّى و معنوى مردم لگدمال اهواء و اطماع دشمنان می‏شد. آن عنصرى كه به این ملت عزّت و آبرو داد و در واقع حیثیّت و حرمت ملت ایران را حفظ كرد، عزیزان شما - همین شهیدان و ایثارگران - بودند.


برچسب ها: مردان خدا ،

مراجع: دیدار خانواده های شهدای کاشان با آقا ،

غلامرضا طرق، غواص بود فرمانده گردان شهادت لشكر 92 زرهی اهواز، وقتی داشت می رفت، گفت: «من شهید می شوم، مفقود می شوم، دنبالم نگردید، پیدایم نخواهید كرد«. دیگر جنازه اش پیدا نشد. با اروند خیلی رفیق شده بود.

دنبال جسدش همه جزیره های اطراف را گشتیم. تا نزدیكی امارات هم رفتیم، پیدا نشد. خودش هم می گفت: «خوبی دریا به اینه كه نشونی از آدم نمی مونه«.

سرلشگر شهید غلامرضا طرق در سال 1340 در خانواده مذهبی و انقلابی در شهرستان کاشان به دنیا و بعد از طی دوران متوسطه در سال 58 وارد دانشگاه افسری گردید در سال 61 فارغ التحصیل و اعزام به دوره مقدماتی در شیراز گردید و بنا به صلاحدید مسئولین وقت به ل93 گد 221 اعزام گردید بلافاصله به مناطقه عملیاتی جنوب اعزام و در مورخه 21/11/64 نامبرده در عملیات غرور آفرین ولفجر 8 در حین تاختن به سنگر بعثیون کافر از ناحیه پا مجروح و برابر اظهار همرزمانش در عمق خاک دشمن بجا مانده فعلاً هم مفقودالاثر میباشد.


برچسب ها: شهید غلامرضا طرق ،

مراجع: کیهان ، قطره ، معارف جنگ ، 22 بهمن ،

چهارشنبه 1 آذر 1391

مسابقه اینترنتی ماهانه

نوع مطلب :وصیتنامه شهدای کاشان ،



برچسب ها: مسابقه ،

مراجع: بنیاد شهید اصفهان ،

شنبه 20 آبان 1391

مهربان غریب

نوع مطلب :کتابهای شهیدان کاشان ،

مهربان غریب

بررسی اهمیت و ضرورت جمع آوری و مطالعه سیره شهدا
باحضور نویسنده انقلاب اسلامی: رحیم مخدومی
آدرس: کاشان، خیابان نطنز، اداره کتابخانه های عمومی شهرستان کاشان، تالار فرهنگ
دوشنبه 23 آبانماه، ساعت 18:30


برچسب ها: رحیم مخدومی ، فرمانده من ، مهربان غریب ، هفته کتاب کاشان ،

مراجع: مه شکن ،

مدیرکل عتبات عالیات سازمان حج و زیارت اسامی شهدا و مجروحان حادثه تروریستی عراق را تشریح کرد: شهید سید محمد پازه‌بان، شهیده معصومه دانشوری نصرآبادی و شهید مسعود علیزاده حلاجی از شهدای این حادثه هستند.

وی به اسامی مجروحان این حادثه اشاره کرد و گفت: سید‌حسین پازه‌بان، طاهره حسینی نصر‌آبادی، حسن مزروعی نصر‌آبادی، فاطمه مزروعی نصر‌آبادی، حسام سلمانی نصر‌آبادی، اسماعیل حاجی‌خانی، اکرم محمدی زشت‌نوئی، فاطمه حمامی نصرآبادی، عارف جمالی و احمد جانجانی از مجروحان این حادثه هستند. اخوان تصریح کرد: خوشبختانه حال مجروحان خوب  و کسی در شرایط وخیم نیست.

به گزارش ایرنا، در آیین تشییع این شهدا که عصر جمعه 12 آبانماه برگزار شد مردم دارالمومنین کاشان و همچنین سفید شهر پیکر سه شهید حادثه تروریستی کشور عراق را تشییع کردند.

در این مراسم مردم سفید شهر از توابع شهرستان آران و بیدگل پیکر شهیدان (سید محمد پازه‌بان) و (معصومه دانشوری نصرآبادی) را از میدان امام حسین (ع) تا گلزار شهدای این شهر بر دوش خود تشییع و به خاک سپردند.

همچنین پیکر شهید (مسعود علیزاده حلاجی) از محل نماز جمعه کاشان تا میدان پانزده خرداد تشییع و در گلزار شهدای این شهرستان به خاک سپرده شد.

در حادثه تروریستی حمله به یک اتوبوس زائران ایرانی در جریان زیارت از حیمین سامراء در روز شنبه ششم آبان ماه جاری، یازده نفر مجروح و سه نفر از زائران عتبات عالیات به شهادت رسیدند. این اتوبوس حامل زائرانی از شهرستان های کاشان و آران و بیدگل بود.

او که همیشه در کارهای فرهنگی کانون امام رضا ع دلسوزانه قدم برمی داشت و همواره پیشقدم بود این بار و در آستانه محرم به ندای ثارالله لبیک گفت.

شهید مهندس مسعود علیزاده حلاج از اعضای فعال و متعهد کانون دوچرخه سواران امام رضا ع کاشان بودند که از اوایل تاسیس کانون با اینکه نوجوان بود همراه با برادرش سعید در برنامه های کانون شرکتی فعال داشت و چندین بار کاروان دوچرخه سوارای امام رضا ع را همراهی نمود.

امسال نیز خیلی دلش می خواست همراه با دوچرخه سوارن مسیر عشق را رکاب بزند ولی مسئولیت او در حل و فصل مشکلات مردم در سنگر موسسه مهر امام رضا ع او را در کاشان نگه داشت .

مسعود در برنامه ریزی و برگزاری جشن امام رضا ع تلاش زیادی انجام داد و شاید این آخرین حضور او در برنامه های فرهنگی کانون با مهر تائید اهلبیت زیبایی امضای شهادت را برایش رقم زد.

روحش شاد و در جوار آقا اباعبدالله (ع) قرین رحمت باد.


برچسب ها: شهدای کربلا ، حادثه تروریستی ، شهید پازه بان ، شهید دانشوری ، شهید علیزاده ،

مراجع: شفاف ، مشرق ، خبر فارسی ، آموزش و پرورش کاشان ، بی سر و سامان ، اطلاعات ، گمنام ، کانون دوچرخه سواران امام رضا ع کاشان ،

پاتوق کتاب بهشت


کتابفروشی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در کاشان


آدرس: کاشان، خیابان 22 بهمن، مقابل درب ورودی شرکت نفت

متصدی: آقایان احمد قربانعلی زاده، سعید آستانه

تلفن:  (0361)4457577


برچسب ها: پاتوق کتاب ،

این روزها مدینه‌ی منوره و مسجدالنبی میزبان مادر چهار شهید دفاع مقدس است که روزی برای دفاع از دین رسول‌الله و سرزمین محبان آل او، چهار فرزند برومندش را خدمت سید جوانان اهل بهشت روانه کرد و حالا به دیار قربانگاه منیت آمده است تا زمین و زمان را شرمنده‌ی بزرگی خویش سازد.

محسن که یک دست و یک پایش را در جبهه از دست داده بود، در 23 سالگی در عملیات کربلای 5 در شلمچه، کربلایی شد. یک هفته بعد از شهادت او جواد 22 ساله به جبهه اعزام شد و تقدیر این‌گونه رقم خورد که مراسم هفت محسن و چهلم جواد همزمان در یک مسجد برگزار شود. اصغر 16 ساله دیگر فرزند خانواده بود که برای حضوری یک‌ماهه در جبهه از مادرش رخصت گرفت، اما پس از 9 ماه مشخص شد که همان شب اول به فیض شهادت نایل شده است. رضا اما که در عملیاتی مجروح شده بود و دیگر نمی‌تواست به جبهه برود، به‌عنوان عضو رسمی سپاه برای پیش‌برد امور جنگ به مأموریت می‌رفت که در یک روز عید فطر، حین مأموریت دچار سانحه شد و به دیدار برادرانش شتافت.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در مدینه‌ی منوره، مادر شهیدان اصغر، محسن، جواد و رضا بارفروش که در یکی از هتل‌های مسجدالنبی است و روز گذشته نیز نماینده‌ی ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی با حضور در هتل محل اقامتش به تفقد از ایشان پرداخت،

مادر ۴ شهید برادران بارفروش در مدینةالنبی(ص) که اینک زائر خانه خداست، آرزوی عزت اسلام و ظهور امام زمان(عج) و سلامتی رهبر حکیم انقلاب را دارد.

به گزارش وصال به نقل از خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، مادر شهیدان «محسن، جواد، اصغر و رضا بارفروش» از شهدای 8 سال دفاع مقدس امسال برای بار پنجم در سفر معنوی حج تمتع حضور یافته و خبرنگار این پایگاه در مدینة‌النبی(ص) مصاحبه‌ای با این مادر صبور ۴ شهید که الگویش را ام‌البنین مادر ۴ شهید در کربلا می‌داند، انجام داده است.

گفت‌وگوی جذاب با مادر چهار شهید دفاع مقدس که این روزها در مدینه منوره مهمان حضرت رسول الله(ص) را بخوانید.

روایت نخست، سال‌های دور: آن روز صبح،  مادر دست بچه‌هایش را گرفت و به مکتب برد، آقای معلم را صدا زد و گفت: بچه‌هایم را برای درس خواندن آورده‌ام، اما شنیده‌ام شما چوبی داری که هر از گاهی بچه‌ها را با آن تنبیه می‌کنی. آمده‌ام حجت تمام کنم، اگر قول می‌دهی دست روی بچه‌های من بلند نکنی، اسم‌نویسی‌شان کنم، قول می‌دهی؟ آقای معلم لبخندی زد و گفت: چشم! بچه‌های شما رنگ ترکه را به خود نمی‌بینند. خیال مادر راحت شد، به پسرانش گفت: بروید سر کلاس. هر کس نازک‌تر از گل به شما گفت، مادرتان را صدا کنید.


روایت دوم، سال‌های نزدیک: مادر آمده بود عمره. یک روز که از مسجدالنبی(ص)، خسته به هتل بازگشت، دلش گرفت. چشمان معصوم اصغر، محسن، جواد و رضا را مدام مقابل چشمانش می‌دید و بغض می‌کرد. سال‌ها از شهادت آنان می‌گذشت، ولی آن شب مادر بدجور هوایی شده بود. کمی اشک ریخت و خوابش برد. ناگهان دید  که در باز شد و بچه‌ها یکی، یکی وارد اتاق شدند. هر چهار نفر، شانه به شانه ایستادند، مادر سلام کرد و گفت: خوش اومدین  مادر به فداتون، کجا بودین؟ رضا لبخندی زد و گفت: سلام مامان جون! اومدیم تبریک بگیم. مادر گفت : تبریک چرا؟ بچه‌ها گفتند: شما یادت رفته، ولی ما یادمون مونده که فردا روز مادره، هر چهار نفر قرار گذاشتیم بیاییم، دستت رو ببوسیم و روزت رو تبریک بگیم. بچه‌ها دست مادر را بوسیدند و مادر روی ماهشان را. همان لحظه از خواب پرید، رو کرد به مسجدالنبی و گفت: قربان میهمان نوازی‌ات یا رسول‌الله!

روایت سوم، همین روزها: درست در طبقه دهم یکی از همین هتل‌های مدینه، مادری به میهمانی پیامبر آمده که سال‌ها قبل، چهار پسرش را به قربانگاه عاشقی برده و حجش را تمام کرده است. وقتی برای مصاحبه سراغ او رفتیم، فهمیدیم که کار بسیار دشواری پیش رو داریم. سخت است، خیلی سخت است که در چشمان مادری خیره شویم و از او بپرسیم: خبر شهادت فرزندت را چه‌طور شنیدی؟ وای اگر بخواهیم این سؤال را چهار بار تکرار کنیم. مادر چهار برادر شهید،محسن، جواد، اصغر و رضا بارفروش بخشی از داستان زندگی‌اش را برای ما تعریف کرد؛ داستان شهادت فرزندانش را. حرف‌هایش که تمام شد؛ گفت: شما نمی‌فهمید، من چه کشیده‌ام. کمی فکر کرد و دوباره تأکید کرد: نه، شما درک نمی‌کنید. پیرزن راست می‌گفت، ما نمی‌دانیم او با خدا چه معامله‌ای کرده است.

چهار سجده عشق

سجده اول

محسن یک دست و یک پایش را در جبهه از دست داده بود؛ یک روز مادر به او گفت: پسرم تو دیگر تکلیف نداری. فعلا برای مدتی قید جبهه را بزن. محسن جواب داد: درست که نمی‌توانم مثل قدیم بجنگم، اما کارهای تدارکاتی را که می‌توانم انجام بدهم. از مادر اصرار و از محسن انکار. در نهایت حاج خانم خندید و گفت: تو می‌خواهی کار خودت را بکنی، فقط مراقب خودت باش. محسن 23 ساله به مادر قول داد مراقب خودش باشد، اما زیر قولش زد. در عملیات کربلای 5 ، زیر آتش سنگین دشمن در شلمچه کربلایی شد. وقتی به حاج خانم خبر دادند، زیر لب «یا حسین» را زمزمه کرد و خطاب به محسن گفت: می‌دانستم برای خودت نقشه‌ها کشیده بودی، شهادتت مبارک محسنم.

سجده دوم

همه مردم آمده بودند تا رزمندگان را بدرقه کنند. تازه یک هفته از شهادت محسن گذشته بود. مادر آمده بود تا جواد را بدرقه کند. رفت سراغ فرمانده و گفت: من تازه داغ دیده ام؛ هنوز جگرم از شهادت محسن می‌سوزد؛ مراقب آقا جواد باشید. جواد 22 ساله دست مادر را بوسید راه افتاد، اما حس مادرانه دروغ نمی‌گوید. یک روز که از خواب بیدار شد، سراسیمه سراغ رادیو رفت و شنید که رزمندگان، عملیات داشته‌اند و چند نفری شهید شده اند. همان موقع رو به همسرش کرد و گفت: می‌دانم جوادم هم شهید شد. چند روز بعد، همان آقای فرمانده سراغ مادر آمد و گفت: شرمنده‌ام مادر، باید زودتر به شما خبر می‌دادم، جواد چند روز پیش شهید شد، اما به خواب من آمد و گفت مادرم تازه داغ دیده، چند روز بعد خبرش کن. مادر گفت: همان روز خودم فهمیدم؛شهادتت مبارک جوادم. چند روز بعد، مراسم هفت جواد و چهلم محسن را همزمان در یک مسجد برگزار کردند.

سجده سوم

اصغر، پاورچین پاورچین به سمت حمام رفت. در را بست تا وضو بگیرد، می‌خواست کسی از خواب بیدار نشود. ناگهان مادر در حمام را باز کرد و گفت: بیا بیرون عزیزم، برو آشپزخانه راحت وضو بگیر. هر شب که تو نماز شب می‌خوانی من بیدارم. نترس! اگر من بدانم ریا نمی‌شود. چند روز بعد، اصغر 16 ساله از مادر اجازه گرفت و راهی جبهه شد. مادر دو داغ دیده بود، اما نمی‌توانست سد راه سعادتمندی فرزندانش بشود. قرار بود اصغر یک ماه بعد بازگردد، اما حدود 9 ماه از او خبری نشد. مادر هر شب تا صبح دعا می‌خواند و گریه می‌کرد: خدایا بلایی سر اصغر کوچکم نیاید! اما پس از 9 ماه، یکی از جبهه آمد و گفت: از اصغر برایتان خبر آوردم. مادر گفت: می‌دانم! پیکرش را پیدا کردید؟ گفت: بله، همان شب اولی که به جبهه رسید، شهید شد. مادر گفت: شهادتت مبارک اصغرم.

سجده چهارم

رضا پسر فعال و پر جنب و جوشی بود. مادر انگار یک جورهایی دیگری دوستش داشت. به قول قدیمی‌ها، گل سر سبد بچه‌ها بود. رضا، در یکی از عملیات‌ها مجروح شده بود و دیگر نمی‌تواست به جبهه برود. عضو رسمی سپاه شده بود و مدام برای پیش برد امور جنگ به ماموریت می‌رفت. حاج خانم می‌گوید: پس از همه بچه‌ها، دلم خوش بود به رضا. اصلا قیافه‌اش را که می‌دیدم کیف می‌کردم. مادر با هزار و یک آرزو، دامادش کرد اما مدتی بعد، درست روز عید فطر، رضا هم حین ماموریت دچار سانحه رانندگی شد و رفت به ملاقات برادرانش. حاج خانم وقتی خبر را شنید، گفت: رضا خیلی زرنگ بود، می‌دانستم که از قافله جا نمی‌ماند. شهادتت مبارک جان مادر!

ما کجا و ام‌البنین کجا؟

مدام سعی می‌کند، بغضش را مهار کند، هر از گاهی با گوشه چادر مشکی‌اش، چشم‌ها را خشک می‌کند. می‌گوید: این برای پنجمین بار است که به حج تمتع می‌آیم. یک بار برای خودم حج را انجام دادم و چهار بار برای چهار فرزند شهیدم. من در قبال فرزندانم از خدا هیچ طلبی ندارم. در همین قبرستان بقیع، حضرت ام‌البنین دفن است که او هم چهار شهید داد، اما شهیدان این خانم کجا و شهیدان من کجا! همه فرزندان من فدای خاک پای عباس او. از خدا چیزی جز عزت اسلام و ظهور امام عصر را نمی‌خواهم. آمده‌ام برای سلامتی رهبر عزیزمان دعا کنم؛ آمده‌ام برای قبر گمشده فاطمه اشک بریزم که داغ ما کجا و داغ‌های او کجا.

می‌گوییم: حاج خانم در قبال این فرزندان شهیدت یک چیز از خدا بخواه!، لبخند می‌زند و می‌گوید: تنها یک خواسته دارم. دوست دارم در همین سفر حج، در همین مدینه و مکه، در همین قبرستان بقیع، یک بار چشمم به جمال مهدی فاطمه(س) روشن شود. دوست دارم چند لحظه او را ببینم و بگویم آقا جان! چهار فرزندم شهید شده‌اند، اما جان عالمی باید به فدای شما شود. از من این هدیه‌های کوچک را قبول کن. خدا کند در این سفر به آرزویم برسم. شما هم دعا کنید.

آری! انقلاب اسلامی به برکت چنین مادران و پدران و تربیت فرزندانی مانده است،آنها جان خود یعنی عزیزترین داشته خود را در راه حفظ اسلام و قرآن خالصانه در راه خدا فدا کردند.


برچسب ها: مادر 4 شهید ، شهیدان بارفروش ، مادر شهیدان بارفروش ،

مراجع: ایسنا ، وصال ،

همایش آخرین ستاره ، همایش رونمایی و معرفی کتاب آخرین ستاره اثر ماندگار جانباز شیمیایی شهید حسین کهتری یادداشتهای روزانه دیده بان لشکر 14 امام حسین(ع) به منظور آشنایی کاربران وب و فضای مجازی با این شهید بزرگوار و کتابشان راه اندازی شده است.
حسین كهتری، اهل كاشان، پس از سال‌ها حضور در جبهه جنگ ایران و عراق به منظور دفاع مقدس از كیان كشور و بارها زخمی و مصدوم شدن، سرانجام بعلت جراحات ناشى از بمباران شیمیایى در سن 25 سالگی در بیمارستانی در آلمان به‏ شهادت رسید.

حسین كه در مناطق مختلف جبهه نظیر بانه، مریوان، اهواز، آبادان، خرمشهر و عملیات‌هاى والفجر دو و سه و هشت، بیت‏ المقدس و كربلاى پنج، بیشتر به عنوان دیده‌بان حضور فعال داشته، خاطرات خود را به مرور مكتوب می‌كند.

این یادداشت‌ها كه تا چند هفته قبل از شهادت ادامه داشته و خاطرات او را در بر می گیرد بعد از شهادتش در كتابی تحت عنوان «آخرین ستاره» به چاپ رسیده است.



سایتی نیز برای این شهید راه اندازی شده است به همین نام (روی شکل زیر کلیک کنید)


برچسب ها: آخرین ستاره ، شهید کهتری ، شهید حسین کهتری ، شهدای شیمیایی ،

مراجع: آخرین ستاره ،

سازمان رفاهی تفریحی شهرستان کاشان کتاب شهدای گمنام کاشان را منتشر نمود.


برچسب ها: شهدای گمنام کاشان ، شهید گمنام ،

مراجع: دانلود کتاب ، سازمان رفاهی تفریحی شهرداری کاشان ، جلد کتاب ،

 

معبر

نام پیشنهادی

تقاطع خیابان طالقانی­ تا بلوار نماز

چهارراه شهیدان عبدالله زاده

حد فاصل خیابان پیام تا خیابان بعثت

(جنب پارک جوان)

خیابان شهید مصطفی احمدی روشن

تقاطع بلوار فاطمیه

(در خیابان امام خمینی (ره) و بلوار نماز)

چهارراه شهیدان زاهدی

کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم.


مراجع: پورتال ، سازمان رفاهی تفریحی کاشان ،

مقام معظم رهبری:

روزی خواهد شد که خاطرات شهدا، دوای آلام جوانان ما بشود.

همشهریان عزیز، خانواده های محترم شهدا و همرزمان شهیدان!

اگر مطلبی مرتبط با یکی از شهدای شهرستان در اختیار دارید که مایلید در این پایگاه منتشر شود از طریق آدرس زیر آن را برای ما ارسال فرمایید:

Email: abd.kashani@gmail.com

یا در بخش نظرات همین قسمت و یا از طریق گزینه (تماس با ما) در منوی بالای سایت، آن را برای ما بنویسید.

ضمنا دوستانی که سایت یا وبلاگ دارند اگر مایل بودند برای تبلیغ این پایگاه به آن لینک دهند.

با تشکر

شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم و نان درآوردیم
برای آنكه بگوییم با شما بودیم
چقدر قصه و داستان درآوردیم
و آبهای جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به مزد شدیم و زبان درآوردیم
شعر از: سعید بیابانکی


برچسب ها: خانواده شهدای کاشان ،

مراجع: اصل شعر ،

سه شنبه 9 خرداد 1391

96 لاله مسافر

نوع مطلب :اخبار شهدای کاشان ،

فرزندان روح الله در آغوش روح الله

کاشان میزبان 96 شهید گمنام

زمان استقبال: پنجشنبه 91/3/11 ساعت 6 بعد از ظهر پس از حرکت به طرف کاشان در مشهد اردهال و زیارت سلطانعلی ابن امام محمد باقر (ع) و محل شهدای گمنام در راوند

مسیر استقبال: میدان امام رضا (ع) - میدان امام حسن (ع) - میدان جهاد

برنامه ها:

پنجشنبه شب: دعای کمیل و مراسم وداع و احیا در جوار پیکر شهیدان در محل میدان جهاد

جمعه: اقامه نماز جماعت صبح و دعای پرفیض ندبه و بدرقه کاروان از مسیر میدان جهاد - میدان معلم - میدان ولیعصر (مدخل) - راوند - بزرگراه امیرکبیر مشکات

این 96 شهید گلگون کفن در مرحله چهارم تفحص در خاک عراق از مناطق عملیاتی مجنون و فاو کشف و از طریق منطقه مرزی شلمچه به آغوش میهن اسلامی بازگشته‌اند. پیکرهای این شهدا در روز 14 خرداد سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) در آغوش روح الله آرام می‌گیرند.


مراجع: تبیان ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ، خبرگزاری فارس ، پورتال خبری کاشان ، پورتال خبری کاشان2 ، گزارش حماسه ،

علی اصغر رجایی امروز در گفت‌وگو با پورتال خبری کاشان اظهار داشت: فتح خرمشهر، فتح بزرگی بود که نه به عنوان فتح یک شهر، یک سرزمین و یا یک بندر بلکه پیروزی اسلام و نابودی تمامی جبهه کفر بود.

وی با اشاره به رمز«یا علی بن ابیطالب (ع)» عملیات بیت‌المقدس افزود: آزادی خرمشهر بعد از 19 ماه، در سومین مرحله از این عملیات و در سوم خرداد سال 61 در حالی بدست آمد که رزمندگان اسلام موفق شدند تمامی مواضع و موانعی که طی مدت 19 ماه گذشته توسط آمریکا، اروپا و استکبار جهانی ایجاد شده بود یکی پس از دیگری از میان برداشته و خرمشهر را از چنگال سربازان رژیم بعث عراق آزاد کنند.

این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه دشمن، خرمشهر را تبدیل به دژی تسخیرناپذیر کرده بود، بیان داشت: قبل از فتح خرمشهر، یکی از سران کشور مصر در بازدید از خرمشهر گفته بود ایرانی‌ها امکان ندارد بتوانند خرمشهر را از عراق پس بگیرند.

رجایی در ادامه با اشاره به سه مرحله‌ای بودن آزادسازی خرمشهر عنوان کرد: مرحله اول عملیات بیت‌المقدس از دهم اردیبهشت‌ماه آغاز شد و در نهایت در مرحله سوم که آخرین مرحله آزادسازی خرمشهر به شمار می‌رفت رزمندگان اسلام توانستند در شب سوم خرداد سال 61 خرمشهر را بازپس گیرند.

فرمانده سابق سپاه کاشان اضافه کرد: در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد نیز رزمندگان اسلام وارد خرمشهر شده و سپس در ساعت 2 بعد از ظهر پرچم مقدس جمهوری اسلامی را بر فراز گنبد و گلدسته مسجد جامع خرمشهر به اهتزاز درآوردند.

وی با بیان اینکه در عملیات بیت‌المقدس حدود 7 هزار نفر از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند، افزود: در این عملیات، رزمندگان اسلام بیش از 19 هزار سرباز عراقی را به اسارت گرفتند و بیش از 16 هزار سرباز عراقی نیز کشته و مجروح شدند.

رجایی همچنین نقش رزمندگان کاشانی را در آزادسازی خرمشهر حائز اهمیت خواند و گفت: نیروهای رزمنده بسیجی کاشان با سازماندهی در تیپ المهدی، در این عملیات شرکت داشتند و یکصد نفر از بسیجیان کاشانی نیز در عملیات بیت‌المقدس به شهادت رسیدند.


برچسب ها: فتح خرمشهر ، شهدای خرمشهر ، عملیات بیت المقدس ،

مراجع: پورتال خبری کاشان ،

سرپرست اداره كل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری كاشان از تغییر كاربری خانه تاریخی اخباری این شهر و تبدیل به موزه شهدا خبر داد.
حسین یزدانمهر در جمع خبرنگاران اظهار داشت: برای مرمت و بازسازی خانه تاریخی اخباری كاشان كه یكی از قدیمی ترین خانه های این شهرستان است نیاز به حدود 10میلیارد ریال اعتبار است.
وی، وسعت این خانه را یك هزار مترمربع ذكر كرد و اذعان داشت: بیش از 700 مترمربع وسعت اعیانی این خانه است كه امید است با اختصاص به موقع اعتبارات، موزه شهدا تا پایان دولت دهم افتتاح و به بهره برداری برسد.
شهرستان كاشان با یك هزار و 700 شهید حدود 8 درصد از شهدای استان اصفهان را به خود اختصاص داده است.

 


حضور محترم اعضای انجمن اسلامی دبیرستان محمودیه سلام عرض می­کنم،

امیدوارم که در انجام وظایفتان کوشا و همچنین موفق باشید. جملاتی چند برایتان می نویسم که اگر مایل بودید می توانید در مراسم صبحگاه بخوانید.

حضور یکایک برادران عزیز دانش آموز سلام عرض می کنم و امیدوارم همواره موفق باشید. شاید از این که برایتان نامه نوشته ام تعجب کرده باشید. من خودم قبلا دانش آموز همین دبیرستان بوده­ام که اکنون توفیق حضور در جبهه را دارم. مدتی بود فکر می کردم خوب است نامه ای برایتان بنویسم و سخنانی را با شما دانش آموزان عزیز در میان بگذارم.

انسان موجودی است دارای چندین بعد که برای پیشرفت و طی مسیر تکامل و رسیدن به کمالات الهی باید تمام ابعاد وجودی خویش را در یک سطح افزایش دهد. اگر کسی فقط یک بعد خویش را هر چند در سطح بسیار عالی پرورش دهد، در صورتی که از ابعاد دیگرش غافل بماند، در حقیقت از انسانی که مد نظر اسلام است دور شده است. در اسلام از نظر ابعاد انسانی روی دو بعد علم و ایمان تاکید فراوانی شده است و عالم بدون ایمان و مومن بدون علم را مردود می­داند.

همین طور که خودمان شاهد هستیم تمام مفاسد دنیای امروز در اثر علمی است که از ایمان بی بهره است. به قول شهید مطهری علمی که در اختیار شخص بی ایمان است همچون چراغی است در دست دزد که: چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا و در مقابل، ایمان بدون علم و آگاهی ثبات چندانی نخواهد داشت و در مقابل افکار مخالف منحرف خواهد شد.

غرض از این مقدمه چینی این بود که ببینم ما تا چه حد با انسانی که مد نظر اسلام است فاصله داریم؟ آیا تمام ابعاد وجودی خویش را پرورش داده ایم یا فقط در بعضی از ابعاد وجودی پیشرفت کرده ایم؟ آیا آن قدر که به درس و مدرسه اهمیت می دهیم به مسائل دینی و مذهبی خود نیز اهمیت می دهیم؟ روی صحبت من بیشتر با دوستانی است که فقط و فقط به درس چسبیده اند و سر خود را در لاک درس فرو برده اند و به مسائل انقلاب و کشور هیچ توجهی نمی کنند و گاهی که خیلی زور بزنند نظاره گری بیش نخواهند بود.

خوب است برادرانی از این دست به خود آیند و پس از گذشت شش سال از انقلاب و دیدن صحنه های بی شمار ایثار و فداکاری و جانبازی کمی فکر کنند و از خود بپرسند این قهرمانان صحنه های فداکاری چگونه حاضر می شوند جان خود را فدا کنند؟ آنها این گوهر گرانبها را در مقابل چه چیزی فدا می نمایند؟ چگونه است که این چنین به ایثار جان حاضر می شوند؟ این همان انسان ایده آل اسلام است که خود را در مقابل مسائل جامعه اش مسئول و در غم و شادیهایش شریک می داند. در اینجا جادارد از شهدای عزیز این دبیرستان خصوصا حمید شریف الحسینی، سیدی، شهابی و برادر مفقودالاثر احمد کاظمی که نمونه های بارز انسان متعهد و مومن بودند نامی ببریم. این عزیزان کسانی بودند که همراه درس، فعالیتهای دیگری نظیر: شرکت در جلسات مذهبی، شرکت در فعالیتهای انقلابی، گذراندن آموزشهای نظامی، حضور در بسیج و مسجد پرداختند و در حین تحصیل اگر احساس می کردند انقلاب و اسلام به آنها نیاز دارد، احساس مسئولیت کرده به یاری اسلام می شتافتند ما نیز اگر بخواهیم راه این عزیزان را ادامه بدهیم نباید تنها به درس خواندن اکتفا کنیم، بلکه باید خود را از سایر جهات هم رشد بدهیم تا اگر زمانی وظیفه اقتضا کرد برای دفاع از اسلام و میهن اسلامی به جبهه برویم و هر وقت وظیفه اقتضا کرد در امور دینی علمی و مذهبی کار کنیم و در فاصله زمانی بین دو عملیات که در جبهه به ما نیاز ندارند، جنبه های علمی و درسی خود را تقویت کنیم.

در هر صورت هر کس وظیفه خود را بهتر می داند، انسان هر کس را که فریب بدهد وجدان خود را نمی تواند فریب بدهد، روح شهدای عزیز همواره ناظر اعمال ما هستند. از خدا می خواهم که آن عالم در پیشگاه خدا و شهدا شرمنده و خجل نباشیم. کسانی که پیش خود می گویند من کاری به این کارها ندارم و درسم را می خوانم و در آینده به کشور خدمت خواهم کرد، مسلم بدانند که در آینده نیز خیری از اینها به جامعه نخواهد رسید! چون کسی که نسبت به جامعه خود تعهد ندارد همیشه در فکر منافع خود است، ولو به قیمت پامال شدن حقوق دیگران.

از این که وقت شما را گرفتم مرا ببخشید، تنها چیزی که مرا وادار به نوشتن این جملات - هر چند ناقص - کرد احساس وظیفه بود. از خداوند می خواهم همان طور که در تمام مراحل با امدادهای غیبی خود انقلاب را یاری کرده است، از این پس نیز همواره رحمت خود را شامل این کشور بگرداند و رهبر عزیزمان را برایمان حفظ نماید و فتح نهایی را نصیب رزمندگان اسلام، و خواری و ذلت را نصیب دشمنان اسلام بگرداند.

                                                                                                  والسلام

                                                                            برادر شما: ]شهید[ حسین کهتری

                                                                                               1363/9/27

منبع: کتاب آخرین ستاره، خاطرات شهید حسین کهتری، چاپ نشر ستارگان درخشان، صفحه 146-144


برچسب ها: شهید کهتری ، نامه شهید ،

فراخوان پنجمین جشنواره اینترنتی داستان دفاع مقدس

به گزارش پورتال خبری كاشان مجری و طراح جشنواره اینترنتی داستان دفاع مقدس،  در گفت و گو با خبرنگاران با اعلام این خبر اظهار داشت: علاقه‌مندان تا 17 تیرماه سال جاری مهلت دارند، آثار خود را برای شركت در این جشنواره ارسال كنند. این داستان‌های كوتاهِ كوتاه نباید بیش از 27 كلمه باشند.

به گفته وی هر نفر می‌تواند فقط یك اثر منتشر نشده خود را كه در هیچ جشنواره‌ای حائز رتبه نشده باشد، به ایمیل جشنواره اینترنتی داستان كوتاهِ كوتاه دفاع مقدس ارسال كند.

نسرین ارتجایی خاطرنشان كرد داستانک‌ها باید در فایل word با قلم Tahoma و اندازه 12 تهیه و به همراه یک قطعه عکس واسكن صفحه اول شناسنامه به نشانیdastanjang@gmail.com ارسال شوند. داستانهای رسیده توسط مجری و طراح جشنواره گزینش و انتخاب می‌شوند و به ترتیب ارسال آثار با انتشار در وبلاگ‌های جشنواره، در معرض داوری برخی از منتقدین و نویسندگان مطرح کشور، قرار  گیرد و دو نفر  از داستان شناسان کشور که سابقه داوری در جایزه های معتبر کشوری را دارند نفرات  اول تا سوم  و همچنین ۷ داستانكی كه شایسته تقدیر باشند را معرفی می کنند.

نسرین ارتجایی گفت: منتخب داستانكهای منتشر شده در وبلاگهای جشنواره، در قالب كتاب بدون پرداخت هیچ حق التالیفی  به چاپ می رسند و در مراسم اختتامیه از این كتاب رونمایی خواهد شد.

وی  با اشاره به اینكه،  فراخوان پنجمین جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه جنگ، به یاد شهدایی که هنوز می آیند گفت: این جشنواره به احترام ادبیات پایداری و یاد جانبازانی که با درد  و جراحت جنگ مبارزه می کنند و گاهی بسیار غریبانه می روند.

مجری و طراح جشنواره اینترنتی داستان دفاع مقدس یاد آورشد: جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه دفاع مقدس، تنها جشنواره بی ستاد کشوری است. این جشنواره کاری است مستقل که وابسته به هیچ نهاد و ارگانی و اداره ای نمی باشد و هزینه آن با وام و هدیه تامین می شود.


برچسب ها: نسرین ارتجائی ، جشنواره اینترنتی دفاع مقدس ، نسرین ارتجایی ، نسرین ارتجاعی ، داستان دفاع مقدس ، داستان کوتاه ، داستان جنگ ،

مراجع: جشنواره اینترنتی داستان کوتاه کوتاه جنگ ، سومین جشنواره اینترنتی ، پورتال خبری کاشان ، جام ،

تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...