تبلیغات
مردان خدا (شهدای دارالمومنین کاشان) mardanekhoda.ir
سه شنبه 4 مرداد 1390

کاشان: شهر شهیدان

نوع مطلب :شهید در کلام بزرگان ،

مقام معظم رهبری:

این شهر(کاشان) ، شهیدان برجسته و عزیزى دارد. سرداران شهیدى از این شهر برخاستند. نمیشود نام آورد؛ فهرستشان طولانى است؛ شهید كریمى، شهید زجاجى؛ شهداى بزرگ، فرماندهان؛ كسانى كه توانستند با حضور خود در جبهه، كار بزرگى انجام دهند. برجستگانى از كاشان و آران و بیدگل و مناطق پیرامونى این شهرستانها كارهاى بزرگى كرده ‏اند و استعدادهاى بزرگى را در این راه از خود نشان داده ‏اند.

تصویر امام خمینی و مقام معظم رهبری

آنچه كه امروز برعهده مردم است، قدردانى از شما و شهیدان است. آنچه كه بر عهده مسؤولان است، قدردانى عملى از خانواده‏ها و بازماندگان شهیدان و همچنین جانبازان و آزادگان است. آنچه بر عهده خود شماست، این است كه نام و یاد شهیدان را با عمل و روحیه و زبان خود، همچنان عزیز و ارجمند بدارید. دشمن باید از زبان فرزندان شهدا چیزى را بشنود كه مثل گلوله‏اى در دلش اثر كند. فرزندان شهدا امروز در همه‏ جا هستند؛ در دانشگاهها، در مدارس، در مراكز كار و مسؤولیت، در سطوح مختلف. عزیزان من! هرجا هستید، نگذارید درخشندگى نور شهادت كه در خمیره شماست، به وسیله ترفندهاى دشمنان خاموش شود و افول پیدا كند. به شهادت و راهى كه پدران و عزیزان شما در آن به شهادت رسیدند، افتخار كنید و بدانید اگر شهدا و جانبازان نبودند، اگر آن ایثارگریها و فداكاریها نبود، این ملت امروز تیره‏ روزترین ملتهاى منطقه بود. این كه می‏بینید مردمِ بعضى از كشورها با داشتن دین و احساسات و حرف، جرأت و میدان ابراز آن را ندارند و مسؤولانى بر آنها حكومت می‏ كنند كه اجازه نمی‏ دهند مردم عقاید و احساسات اسلامى خود را ابراز كنند، این وضعیت در این كشور به خاطر سلطه طولانى امریكا به‏ مراتب از آن كشورها بدتر می شد؛ زندگى مادّى و معنوى مردم لگدمال اهواء و اطماع دشمنان می‏شد. آن عنصرى كه به این ملت عزّت و آبرو داد و در واقع حیثیّت و حرمت ملت ایران را حفظ كرد، عزیزان شما - همین شهیدان و ایثارگران - بودند.


برچسب ها: مردان خدا ،

مراجع: دیدار خانواده های شهدای کاشان با آقا ،

آخرین ستاره

متن كامل یادداشت‌های روزانه‌ دیده‌بان لشكر 14 امام حسین (ع) شهید «حسین كهتری» از سال‌های 1359 تا 1367 به اهتمام جانمراد احمدی در كتاب «آخرین ستاره» گردآمده و از سوی نشر ستارگان درخشان منتشر شده است.

«آخرین ستاره» نخستین اثر بازنگری شده پس از ادغام موسسات حفظ آثار لشكر امام حسین (ع) و لشكر 8 نجف اشرف و مركز حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه صاحب الزمان (عج) استان اصفهان است.

جانمراد احمدی، مسوول نشر ستارگان درخشان گفت: شهید حسین كهتری، در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به عنوان دیده‌بان خدمت می‌كرد و وقایع و خاطرات هر روز خود را یادداشت می‌كرد.

وی ادامه داد: بخش مهم این یادداشت‌های به دو سال آخر زندگی وی اختصاص دارد كه برای درمان مجروحیت شیمیایی خود در جنگ به كشور آلمان می‌رود و در آنجا با مسایل سیاسی و اجتماعی بسیاری رو به رو می‌شود. پایان این یادداشت‌های روزانه تا چند هفته قبل از شهادت وی ثبت شده است.

این كتاب پیش از این با عنوان «س‍ف‍ر: یادداشت‌های روزان‍ه‌ ش‍ه‍ی‍د ح‍س‍ی‍ن‌ ک‍ه‍ت‍ری‌» در سال 1375 از سوی دف‍ت‍ر ادب‍ی‍ات‌ و ه‍ن‍ر م‍ق‍اوم‍ت‌ منتشر شده است. چاپ جدید این كتاب با عنوان «آخرین ستاره» حاصل یادداشت‌های شهید كهتری و پنج دفترچه خاطرات اوست كه با كمك خانواده وی جمع آوری و به مركز حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع‌مقدس سپاه صاحب الزمان (عج) استان اصفهان سپرده شد.
این كتاب به همراه 95 عكس، یك اثر خودنگاشته از رزمنده‌ای است كه علاوه بر حضور در مناطق جنگی و مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی، سعی دارد دغدغه‌های نسل جوان دوره خود و دهه اول انقلاب اسلامی را در نوشته‌هایش منعكس و با دقت اتفاقات اجتماعی، سیاسی و نظامی پیرامون خود را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد.

نخستین خاطره شهید كهتری با عنوان «اولین خبر» روایت تشییع جنازه‌ شهیدی از روستاهای اطراف كاشان و آخرین یادداشت مربوط به 10 روز قبل از شهادت وی است.

جانمراد احمدی یادداشت‌های شهید كهتری را در هشت فصل «آغاز جنگ تا عملیات شیاكوه»، ‌«از آزادی خرمشهر تا پاسگاه زید»،‌ «از والفجر 4 تا عملیات بدر»،‌ «از بمباران شهر‌ها تا عملیات ایذایی»، «از ارتفاعات غرب تا عملیات والفجر 9»، «از كارخانه نمك تا كربلای 4»، «از شیمیایی شدن تا حمله ناو آمریكایی به هواپیمای مسافربری ایران»، «از پذیرش قطعنامه تا...» به اضافه ضمایم زندگی‌نامه و عكس‌ها و اسناد و فهرست اعلام گرآوری كرده است.

كتاب «آخرین ستاره» در قطع رقعی و 500 صفحه با شمارگان 3 هزار نسخه و و با 94 تصویر از شهید حسین كهتری، با بهای 110 هزار ریال از سوی نشر ستارگان درخشان، وابسته به سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه و بسیج استان اصفهان منتشر و آماده توزیع شده و 5 مرداد ماه 90 با حضور مادر شهید حسین كهتری در سالن اجتماعات كتابخانه مركزی شهر اصفهان رونمایی شد.


برچسب ها: شهید حسین کهتری ، آخرین ستاره ، سفر ،

مراجع: رونمایی از آخرین ستاره در کتابخانه مرکزی اصفهان ، «آخرین ستاره» دیده شد ، نوید شاهد ، به یاد دیده‌بان لشكر 14 امام حسین (ع) ،

همسر شهید احمدی‌روشن با تاکید بر اینکه دشمن با اقدامات تروریستی سخت در اشتباه است، گفت: شهادت فرزندان ایران غیرت فرزندان غیور ایران اسلامی را بیشتر می‌کند و افزایش غیرت آنها به پیشرفت انقلاب سرعت بیشتری می‌دهد و بنابراین آنها دارند برعکس عمل می‌کنند.

فاطمه کاشانی در حاشیه دیدار با خانواده شهید قشقایی همراه شهید مصطفی احمدی‌روشن که در حادثه تروریستی روز گذشته به شهادت رسید، در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در جنوب استان تهران خطاب به سران استکبار جهانی عنوان کرد: همسرم زمانی که دوست و همکار شهیدش که توسط دشمنان انقلاب اسلامی در حادثه تروریستی دیگری به فیض شهادت نائل آمد، دور کاریش بیشتر و تندتر شد و بدانند هرچه فرزندان ایران اسلامی را به شهادت برسانند غیرت همکاران و دوستانشان بیشتر می‌شود و زمانی که غیرت اینها بیشتر شود پیشرفت کشور بیشتر می‌شود و بنابراین آنها دارند برعکس عمل می‌کنند.

همسر شهید احمدی‌روشن تصریح کرد: شهید احمدی‌روشن نیز به همین نحو بود و چه کارهای بزرگی کرد که بعدها مشخص می‌شود و حتی من که همسرش هستم نمی‌دانم.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: ایشان هیچ وقت نمی‌گفت من آدم مهمی هستم و همیشه می‌گفت اگر کاری می‌کنم به خاطر مملکتم است و جوان‌های ما اگر هیچ چیزی هم نداشته باشند اما غیرتمند هستند.

کاشانی با اشاره به اهمیت هسته‌ای بودن ایران اسلامی، تاکید کرد: اگر ما انرژی هسته‌ای نداشتیم، پیشرفت نداشتیم و دشمن بارها و بارها به خودش اجازه می‌داد به کشور ما حمله کند و جوانان غیرتمند ایران اسلامی باید مراقب کشورشان باشند و نگذارند خون شهدا پایمان شود که مطمئنا نمی‌شود.

همسر شهید احمدی‌روشن در ارتباط با ارتباط همسرش با شهید رضا قشقایی عنوان کرد: شهید قشقایی نخست دوست همسرم بود و بعد راننده ایشان بود.

وی ادامه داد: وظیفه ما است برای دیدن از خانواده ایشان به منزلشان بیاییم و این کمترین کاری است که ما می‌توانیم انجام دهیم که از ما راضی باشند.

کاشانی در ارتباط با این حادثه تروریستی اظهار کرد: فرد وطن‌فروشی که این کار را کرده مطمئن هستم از دیروز تا حالا نخوابیده است و هرگز خواب آرامی نخواهد کرد.

وی خطاب به فردی که عامل دشمن بوده و دست به این ترور زده است، گفت: روزشمار مرگت فرا رسیده و در اضطراب بمان و به‌زودی از آنجایی که فکرش را نمی‌کنی دستگیر شده و با خفت و خواری در این دنیا و ذلت در آن دنیا همراه هستی. همسر من را به بهشت می‌برند و تو را به قعر جهنم؛ اگر به این وعده‌های خدا اعتقاد داری و اگر هم اعتقاد نداری که اوضاعت خیلی وخیم‌تر از این حرف‌ها است.

‌خانواده شهید مصطفی احمدی روشن به منظور ابراز همدردی با خانواده شهید قشقایی که وی نیز روز گذشته و ساعاتی پس از انفجار به علت شدت جراحات وارده به شهادت رسیده بود، با حضور در بیت این شهید در ابن بابویه شهرری با خانواده شهید قشقایی دیدار کردند.

در این دیدار رحیم احمدی‌روشن و صدیقه سالاریان پدر و مادر و همچنین فاطمه کاشانی همسر شهید مصطفی احمدی روشن حضور داشتند و شهادت شهید قشقایی را به این خانواده تبریک و تسلیت گفتند. 

صبح روز چهارشنبه در اثر انفجار یک بمب مغناطیسی در خیابان شهید داود گل نبی تهران مصطفی احمدی روشن یکی از اساتید دانشگاه شریف و همراهش رضا قشقایی به فیض شهادت نائل آمدند.

سخنرانی پدر شهید مصطفی احمدی روشن، شگفت حاضران را برانگیخت. او دقایقی در مراسم بزرگداشت فرزندش که امشب در مسجد صادقیه کاشان برگزار شد به ایراد سخنرانی پرداخت. شاید انتظار نمی‌رفت او به همراه خانواده راه دوری را به خود هموار سازند و در این جلسه به خوبی و روانی و مسلط صحبت کند و بگوید به من تسلیت نگویید.

به من تسلیت نگویید چرا که قلمِ عالم بالاتر از خون شهید است ولی پسرم هم عالم بود و هم شهید شد. مصطفی برای سربلندی وطنش تلاش کرد و خط قرمز او تنها ولایت فقیه و رهبری بود. من او را از دست ندادم چرا که مصطفی‌های بسیاری در این جمعیت حاضر و ایران اسلامی‌ می‌بینم و امیدوارم لیاقت پدری آنها را داشته باشم.

به نظر مهم‌ترین نقطه برجسته این جلسه بزرگداشت، سخنان و سخنرانی زیبای این پدر شهید بود. او آنچنان محکم و استوار سخن گفت که همگان را به تحسین واداشت.


برچسب ها: شهید احمدی روشن ، همسر شهید احمدی روشن ، مصطفی احمدی روشن ، شهید رضا قشقایی ، شهدای هسته ای ،

مراجع: کاشان حامی ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ، کاشان نیوز ،

شهید علی آقا معمار: یازدهم تیر 1336، در شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش محمدآقا، کارشناس املاک بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. هفتم فروردین 1361، با سمت فرمانده عملیات در سایت 5 شوش بر اثر اصابت گلوله به سینه و قلب شهید شد. مزار او در گلزار شهدای دارالسلام کاشان واقع است.

معمار علی فرزند محمد

 شهید علی معمار حسن آبادی: یكم شهریور 1343، درروستای حسن آباد از توابع شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش اصغر، کارمند آموزش و پرورش بود و مادرش شایسته نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. پاسدار رسمی بود. سال1362 ازدواج کرد و صاحب سه دختر شد. دهم دی 1373، با سمت مسئول قرارگاه جنوب در جلگه چاه هاشم ایرانشهر بر اثر اصابت گلوله هنگام درگیری با اشرار و قاچاقچیان شهید شد. سردار شهید علی معمار حسن آبادی، فرمانده عملیات تیپ 4 سلمان فارسی از لشکر 41 ثارالله و در سال های قبل تر هم فرمانده سپاه نیکشهر از سپاه دهم نبی اکرم (ص) استان سیستان و بلوچستان بوده اند. مزار او در گلزار شهدای حسن آباد واقع است.

معمار حسن آبادی علی فرزند اصغر

شهید علی معمار: بیست و هشتم مرداد 1343، در شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش محمدآقا، نجار بود و مادرش عزت خانم نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. نجار بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و هفتم فروردین 1364، در سومار بر اثر سانحه رانندگی سانحه رانندگی شهید شد. مزار او در گلزار شهدای دشت افروز واقع است.

معمار علی فرزند محمد 2


برچسب ها: شهید علی معمار ، سردار شهید علی معمار ،

سردار علی تبار

شد عاقبت شهید ولایت، علی تبار

آن کس که داشت از علی و آل او تبار

رفت آنکه بود مظهر ایمان و معرفت

رفت آنکه بود پیرو قرآن و هشت و چهار

در راه دین شهید شد آن مرد کم نظیر

مردی که بود جبهه ی حق را طلایه دار

پیوسته بود پیرو رهبر ز جان و دل

جان را نمود در ره جانان خود نثار

در ماه مهر، مهر ولا داشت چون به دل

نوشید شهد ناب شهادت به افتخار

سردار نور بود و نبودش ز شب هراس

جاوید نام اوست به دیوان روزگار

جانباز بی نظیر که در صبر شهره بود

همواره داشت بر لب خود شکر کردگار

تا زنده بود داشت به دل پرتو امید

با یاد دوست داشت در این سالها قرار

فرمانده ای که لرزه بر اندام شب فکند

چون شیر شرزه بود به میدان کارزار

چون لاله خورد خون جگر آن شهید عشق

شد عاقبت به جانب فردوس رهسپار

یادش بخیر شب شکن جبهه های نور

آثار اوست تا که جهان است یادگار

در وصف دوست صائم کاشان سروده است

شد عاقبت شهید ولایت علی تبار

سید علی اصغر صائم کاشانی


برچسب ها: سردار شهید حاج جواد علی تبار ، شعر در وصف شهید علی تبار ،

مراجع: سردار علی تبار ، استاد صائم کاشانی ، بی سر و سامان ،

کتاب بلال گردان فتح، در 60 صفحه مشتمل بر خاطراتی از طلبه شهید محمد تقی صناعتی، توسط کانون فرهنگی هنری شهدای گمنام روستای کمال الملک (کله) منتشر شد. هر صفحه از این کتاب مزین به تصویری از شهید است.

بلال گردان فتح

حسین برادران تهیه و تنظیم این کتاب را بر عهده داشته و جواد اسماعیلی، الهام قمصری زاده، سمانه حیدری و محمد مصلحی و محسن عزیززاده با وی همکاری داشته اند.

شهید محمدتقی صناعتی کله بیست و چهارم بهمن 1346، در شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش عباس، کشاورز بود و مادرش مریم نام داشت. در حوزه علمیه درس خواند. روحانی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دوازدهم اسفند 1365، در کربلای 5 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای کله واقع است.


برچسب ها: بلال گردان فتح ، شهید صناعتی ،

مراجع: شهدای گمنام در روستای کمال الملک(کله) ، طلبه شهید صناعتی ،

شهید محمد رضا حسینیان مقدم


برچسب ها: شهید محمدرضا حسینیان ، وصیتنامه ،

مراجع: یاد عاشق ،

حاج بخشی و رزمندگان کاشان


برچسب ها: حاج بخشی ، حاج عباس کریمی ،

بعد از حدود 23 سال از آخرین زمانی که بچه های گردان در روزهای پایانی دفاع مقدس و در مقر انبیاء شوشتر با هم بودند. در این یکشنبه شب دی ماه سال 90 و با یادبود شهدای عملیات کربلای چهار و با دعوت از خانواده های معزز این شهداء دور هم جمع شده و ساعاتی را با هم بودند.

گردان ها و یگان های بچه های آران و بیدگل و کاشان در دفاع مقدس متنوع بوده است ولی اولین گردانی که تا پایان جنگ هم هویت خود را حفظ نمود و متشکل از نیروهای این منطقه بود ، گردان حضرت امام محمد باقر علیه السلام از لشکر 14 حضرت امام حسین علیه السلام بود که در اوایل تابستان 62 و قبل از عملیات والفجر دو تشکیل گردید . بعد از آن و در تابستان سال 65 اولین گردان متشکل از بچه های منطقه کاشان و آران و بیدگل در لشکر 8 نجف اشرف به نام گردان فتح به وجود آمد که همین گردان در ابتدای سال 66 به نام گردان علی ابن ابیطالب تغییر نام داد و تا پایان جنگ هم به همین نام باقی ماند .


مراجع: موسسه پژوهش و نشر معارف دفاع مقدس شهرستان آران و بیدگل ،

رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی کاشان از نامگذاری 40 معبر اصلی و فرعی به نام شهدا در این شهرستان طی سال جاری خبر داد.

ایشان نامگذاری معابر و خیابان ها به نام شهدا را از اولویت های کمیته نامگذاری کاشان دانست و گفت: کمیته نامگذاری معابر و اماکن عمومی شهر کاشان از ابتدای سال جاری تاکنون 120 مصوبه داشته که 33 درصد آن به نام شهدا اختصاص یافته است. وی توسعه ارزش های اخلاقی انسانی شهدا، ارزش نهادن به مقام شامخ آنها و حفظ ارزش ها و آرمان های نظام و انقلاب اسلامی را از اهداف نامگذاری معابر عمومی شهری به نام شهدا ذکر کرد.

وی خاطرنشان کرد: به منظور احترام به شخصیت های علمی، ادبی، فرهنگی، هنری و شاخص منطقه یکی از معابر اصلی منشعب از خیابان مدرس به نام حسن زعیم کاشانی - که از یاران نزدیک شهیدمدرس بوده و در دفاع از آن شهید بزرگوار با رضاشاه و استبداد دوران پهلوی درگیر و تبعید می شود- نامگذاری شد.


برچسب ها: شهیدان ، كاشان ،

مراجع: پورتال خبری كاشان ،

همزمان با عید غدیرخم؛
اولین همایش فرزندان شهید كاشان برگزارشد

پورتال خبری كاشان : اولین همایش 655 نفری فرزندان شهید شهرستان كاشان درشب عیدالله اكبر عید غدیر خم در سالن اجتماعات دانشگاه كاشان برگزارشد .

به گزارش پورتال خبری كاشان رییس بنیاد شهید كاشان در این همایش گفت : آنچه که بیش از همه روح بلند امام و شهدا را خشنود می کند توجه به بازماندگان شهدا و میوه وجودی آنها است .
قاسم معقولی افزود : همان طور که توجه به فرزندان شهدا و ایثارگر در سخنان امام خمینی(ره) به صورت موکد وجود دارد تکلیف ما را به وضوح مشخص می کند كه ما باید برای تعالی آنها تلاش لازم را به عمل آوریم .
وی با اشاره به اینكه اگر فرزندان شهدا و ایثارگر در جامعه حضوری همه جانبه داشته باشند ، فرهنگ شهادت و ایثارگری در جامعه نهادینه خواهدشد  اظهارداشت : نهادینه شدن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه تضمین کننده رشد و تعالی در نظام کشور است.
رییس بنیاد شهید كاشان با اشاره به این سخن امام راحل كه فرزندان شهداء ذخیره های عظیم انقلاب محسوب می شوند گفت : فرزندان شهدا امروز امانتی هستند كه به ما سپرده شده اند .
قاسم معقولی در ادامه ایثار را  منفعت غیر را بر مصلحت خود مقدم داشتن و شهادت را بالاترین و آخرین مرحله از خود گذشتگی و ایثار دانست و گفت : جوهره و صفات شهید، فرهنگی را ترویج می‌کند که در آن ایثار و از خود گذشتگی  است .
رییس بنیاد شهید شهرستان كاشان همچنین تعداد فرزندان شهدای كاشان  را 655 نفر اعلام كرد و یادآورشد : كوچكترین آنها ،  فرزند شهید برِّی 10 ساله و بزرگترین آنها فرزنده شهیده عصمت صالحی با 75 سال سن است . 
قاسم معقولی گفت : از655  فرزند شهید شهرستان كاشان 308 نفر با مدارك عالی تحصیلی لیسانس به بالا و در مشاغل معاون فرماندار و شاغل در وزارتخانه و رییس هستند .
 به گفته وی  فرزندان شهدای كاشان دارای تخصص های دكترا ، مهندس ، لیسانس ، فوق لیسانس ، استاد دانشگاه ، فوق تخصص ، كارمند ، كارگر و كشاورز هستند .
شهرستان كاشان در دوران دفاع مقدس یكهزارو700 شهید تقدیم اسلام كرد كه از این تعداد شهید 360 شهید متاهل و 1350 شهید مجرد بودند .  
اولین همایش فرزندان شهید شهرستان كاشان با هدف آشنایی و ارتباط فرزندان شهدا با یكدیگر ، با حضور مسئولان شهرستان كاشان  و خانواده های آنان در سالن اجتماعات فیض دانشگاه كاشان برگزارشد .


مراجع: پورتال خبری کاشان ،

كتاب فرازی از وصایای شهدای سادات

این كتاب به همت آقایان عزت اله صادقی و محمد رسول مسگری در سال 1387 گردآوری شده است و شامل گزیده وصیتنامه 37 شهید از شهدای سادات شهرستان كاشان است كه در 90 صفحه تهیه شده است.

كتاب فرازهایی از وصایای شهدای سادات كاشان را می توانید از اینجا دانلود كنید.

شهرستان كاشان در دفاع مقدس نزدیك به 1700 شهید، تقدیم اسلام عزیز نموده است كه حدود 170 تن از این عزیزان از سادات اولاد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می باشند.

فرازهایی از وصیتنامه شهدای سادات

در کل کشور از حدود 250000 شهید 14000 شهید سادات هستند، این نسبت 5 درصدی کل کشور در شهرستان كاشان حدود 10 درصد است.

در کل کشور ۴۸۰ شهید دوران دفاع مقدس روز عید غدیر شربت شهادت نوشیده و اطاعت عملی خود را از ولایت و امامت به نمایش گذاشته‌اند.


برچسب ها: وصیتنامه شهیدان ، شهیدان سادات ، شهدای سادات ، سادات شهید ،

مراجع: دانلود كتاب ، آمار کلی شهدا ، پایگاه خبری شهدا ،

جلد بیست و یکم - صفحه 108 -  نامه به خانم شمسی نورانی "تشكر از هدیه ارسالی "
نامه
زمان : 23 مرداد 1367 / 1 محرم 1409
مكان : تهران ، جماران
موضوع : ابراز تشكر از هدیه ارسالی
مخاطب : نورانی ، شمسی
صفحه : 108
[بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مقدس رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی -روحی فداه -سلام علیكم
از آنجا كه مایل نیستم در این شرایط حساس وقت شریف را تصدیع نمایم بدون مقدمه سخنانم راآغاز می كنم .
من مادر یك شهید به نام سید علی اصغر كیا از خیل عظیم شهیدان اسلام عزیز هستم . خود در اوایل زندگی بر اثر حادثه ای همسر عزیز خود را كه از سادات بود از دست دادم و با چهار فرزند به یادگار ازآن مرحوم مانده زندگی را ادامه دادم و یكی از آنها را در جنگ تحمیلی تقدیم اسلام و آن حضرت نمودم و اكنون نیز آماده انجام تكلیف می باشم .
اماما، پیام پر از درد و محنت شما در پذیرش قطعنامه 598 آسایش را از روح و جسم ملت ایران ومستضعفان جهان بویژه خانواده شهیدان گرفت و مطمئن باشید كه آنها هم همان گونه كه فرمودید آن رامانند جرعه زهری نوشیدند ولی تحمل هر چیزی برای رضای خدا و مصلحت اسلام عزیز گواراست .
دشمنان قسم خورده اسلام عزم خود را جزم نموده اند كه دین مقدس اسلام را منهدم و نابود نمایندو این را از اجداد و پیشینیان پلید خود به ارث برده اند. اما زهی خیال باطل . خدایا تو شاهد باش كه ما هم با تاسی به پیشوایان بزرگمان همچون ابراهیم و محمد و علی و زهرا و فرزندان معصومشان - صلوات الله علیهم اجمعین - و با تقلید از مرجع و ملجاء عظیم الشان انقلاب عزم خود را جزم نموده ایم كه تا آخرین نفر و آخرین نفس با اهداف نامبارك آنها مبارزه كنیم . اماما، راهپیمایی روز عید غدیر ثابت كرد كه مردم شریف ایران مرگ را تحمل می كنند ولی ننگ خواری و ذلت در مقابل دشمنان اسلام را نه . آنها بااین حضور نشان دادند كه همواره گوش به فرمان رهبر الهی خود هستند و این اطاعت را به حكم آیه
صفحه : 109
شریفه "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول " تكلیف شرعی خود می دانند.
اماما، مبادا كه شرایط روز دامان كبریایی شما را غبارآلود و دل مباركتان را رنجور نموده باشد. ما به شما اطمینان می دهیم كه با اشك چشمانمان دامان و دلتان را شستشو و با خونمان نهری و با اجسادمان سدی در مقابل دشمنان اسلام ایجاد خواهیم كرد كه در آن غرق و زمینگیر شوند.
اماما، اینجانبه هدیه ای ناقابل را كه ذخیره نموده و دهها فكر و خیال برای مصرف آن جهت رفاه خود و فرزندانم داشتم به منظور رفع نیاز جبهه های جنگ تقدیم می نمایم و همچنین نذر نموده ام كه حقوق شش ماه خود را تقدیم نمایم . لذا اكنون هدیه مذكور "یك قطعه دستبند طلا" را به همراه مبلغ سی هزار ریال "حقوق یك ماه " تقدیم و بقیه را نیز تحویل خواهم داد. ان شاالله .
در خاتمه آرزوی دعای خیر و تقاضای عاجزانه دارم كه با دستخط مبارك "ولو كوتاه " جواب نامه را مرقوم فرمایید. از خداوند تبارك و تعالی به همراه همه مستضعفان و مسلمین و شیعیان طول عمر آن حضرت را با سلامت كامل خواهانم .
حاجیه شمسی نورانی ، از طلاب علوم دینیه و از خدمتگزاران امداد امام خمینی كاشان ، والده شهیدسید علی اصغر كیا. والسلام علیكم و رحمه الله . ]
بسمه تعالی
فرزند عزیزم ، خانم حاجیه شمسی نورانی
نامه پر احساس شما را خواندم . از شما و افرادی مانند شما نمی دانم چگونه بایدقدردانی كرد. من كه در مقابل اینهمه محبت و صفا غیر از تشكر و دعا كاری نمی توانم انجام دهم .
دستبندت را برایت می فرستم تا از جانب من هدیه ای باشد برای تو؛ و معادل آن را بانذر حقوق شش ماهه ات را من خود به جبهه می فرستم . از قول من به فرزندان عزیزت ،این عزیزان ملت شریف ایران ، سلام گرمم را برسان . خدا یار و نگهدارت باد.
23 / 5 / 67
روح الله الموسوی الخمینی


برچسب ها: واکنش امام به هدیه دستبند طلای مادر یک شهید ،

مراجع: در پرتو خورشید(3) ، تبیان ، واکنش امام خمینی به هدیه دستبند طلای مادر یک شهید ، صحیفه امام-جلد 21 صفحه 108 ،

شهید حسین باخدا قمصری: یكم فروردین 1343، در شهر قمصر از توابع شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش امرالله، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت.  تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان  بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و سوم اسفند 1363، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای سررود واقع است. برادرش مهدی نیز شهیدشده است.

 

متن وصیتنامه برادر شهید حسین باخدا قمصری

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نکنید آنان که در راه خدا کشته شده­اند، مرده­اند بلکه زنده­اند و نزد پروردگارشان روزی می­خورند.

با درود بر مهدی موعود صاحب­الزمان، او که فرزند رسول­الله است، او که فرزندان اسلام به عشق او و به یاد او روانه صحنه­های پیکار می­شوند.

مهدی جان! سحرگاهان که اشعه شفق دامنه آسمان را خونین می­سازد و نسیم سحری چون اشک دیده بر روی برگ نسترن و شقایق فرو می­چکد، به یادت هستم.

بدان آنگاه که نوای دلنواز اذان از ماذنه مساجد طنین­افکن است و یادآور تکبیر دشمن­شکن رزمندگان بر خصم زبون است به یادت هستم.

یا صاحب­الزمان! چه­سان می­توانم محبت خویش را در لابلای جملات برایت بنگارم؟ چرا که زبان از بیانش قاصر و قلم از نوشتن آن عاجز است. بدان که هماره به یادت و شب و روز در انتظار ظهورت، تا بر خاک پاک پایت، بوسه افتخار زنم.

و درود بر کسی که صدها قافله دل همره اوست. نام او، یاد او، شنیدن سخنان او، روح گرم و پرخروش او، اراده و عزم آهنین او، استقامت او، شجاعت او، روشنی­بینی او، ایمان جوشان او، که زبانزد خاص و عام است، یعنی جان جانان، قهرمان قهرمانان، نور چشم و جلوه ایمان و تقوی، خمینی نستوه، رهبر بزرگ عالم اسلام، امام عزیزم، سخنانت را که با اخلاص و ایمان و از صمیم دل و جان پیام سرور آزادگان حسین­بن­علی(ع) را به گوشم می­خواند، شنیدم. چه نیکو درسم می­دهی و چه نصایح که با اعمال روحانیت بر من می­آموزی. رهبرم! تو گفتی و من شتابان روانه شدم تا بگویم یا حسین(ع) تا من هستم طریق تو بی­رهرو نخواهد ماند و خدای را سپاس می­گویم که لحظه­لحظه راه حق پررهروتر می­شود و سراسیمگی ابرقدرتها صد برابر می­گردد.

رهبر عزیزم اگر پیروز و سرافراز از صحنه پیکار بازآمدم و با نور جمالت فروغ دیدگانم افزون و قلب محزونم شاد گردید، به پیروزی بزرگ دست یافته­ام و اگر با تیر و یا ترکش در میدان بر خاک افتادم، باز پیروزی بزرگتر نصیبم گشته­است.

خداوندا! تو شاهدی که تنها برای کسب رضای تو و یاری دین تو در جبهه­ها حاضر شدم و هدفی جز تلاش برای رهایی بندگان محروم و فراهم کردن مقدمات ظهور مهدی صاحب­الزمان(عج) را ندارم.

بارالها! ملکا! معبودا! اگر اسلام عزیز با ریختن خون ما و من حقیر زنده خواهد ماند و مظلومان و مستضعفان جهان از دست مستکبران و زورگویان خلاصی خواهند یافت، پس بشکافید ای گلوله­ها و ترکشها به سینه و جمجمه ما.

ملت عزیز! امت شهیدپرور! اولین وصیت من به شما این است که از امام امت، این پیر دل­سوخته، دست برندارید. چون حیات اسلام بستگی به وحدت شما دارد، وحدت خود را حفظ کنید که خدا از شما راضی شود. شاید تاریخ را خوانده و یا شنیده­اید که در جنگ صفین چه خون دلهایی که مولایمان خورد و تفرقه و ندانم­کاری منافقین چه عواقب خطرناکی را به دنبال داشت و وقتی که لشکر علی(ع) با قرآنهای بر سر نیزه روبرو شدند، دست از پیکار کشیدند و هر چه علی(ع) فریاد زد که قرآن ناطق منم و این حیله­ای بیش نیست، کسی گوش نداد و افرادی چون اشعث­بن­قیس، نه خود جنگیدند و نه گذاشتند دیگران به جنگ ادامه دهند و بعد از آنکه جنگ به حکمیت واگذار شد، علی را از حکومت سلب کردند و آن شد که دیدید و شنیدید.

مردم شهیدپرور! امت در صحنه! شماها سخت در امتحان هستید، نگذارید روزی خدای­ناکرده اشعث­ها در گوشه و کنار بذر نفاق را افشانده و دم از صلح بزنند، شما باید با وحدت خود، نفس آنها را در نیمه راه گلویشان خفه کنید.

مردم آزاده! طبق حدیث معتبر که یک ساعت فکر با ارزش، بهتر از هفتاد سال عبادت است. من از شما می­خواهم که کمی به آخرت خود فکر کنید و آینده خود را در نظر بگیرید، البته مرا می­بخشید که چنین گستاخی می­کنم، ولی باید تذکر داد و امربه­معروف و نهی از منکر، که یکی از ارکان دین است، کرد.

چرا کاری بکنیم که این همه خون شهیدان و مجروحین در بیمارستانها و اسیران، که حدود چهار سال است که در بند مزدوران عراق هستند، و مادران و پدرانی که چنین عزیزانی تربیت کرده­اند و جان فرزندان خود را به خطر انداخته­اند از دست ما ناراحت باشند.

برادر و خواهر مسلمان! طبق برآوردهایی که صاحب­نظران کرده­اند برای هر حرفی از حروف قرآن، هفت نفر انسان مسلمان چون من و شما، جان خود را نثار کرده­اند، تا اسلام عزیز زنده مانده­است.

فکر کنید، چرا اسلامی که این همه جان نثارش شده است و این همه انسان به خاطرش سر و جان داده­اند، بدست ما شکست بخورد؟ استوارو ثابت قدم باشید و مطمئن باشید که اسلام، عاقبت پیروز خواهد شد و جهان را فرا خواهد گرفت. پس چرا ما در این امر شرکت نداشته باشیم؟ اگر خدای ناکرده سستی کنیم، شهیدان شکایتمان را به پیامبر خواهند برد و با این خجالت در قیامت که ابدی است چه خواهید کرد؟

و اما ای خانواده­های شهدا و مفقودین! ای مدافعان و ای راهیان راه مولایمان حسین بن علی(ع)! شما از امتحان سرافراز فارغ شدید و با بهترین نمره جزء اصحاب واقعی حضرت محمد(ص) قرار گرفته­اید. اما در این صورت مسئولت شما نه تنها سنگین­تر شده است، بلکه کارهای روزمره شما نیز زیر ذره­بین قرار می­گیرد. مردم بعنوان یک الگو به شما نگاه می­کنند.

و ای برادران شهیدان! شما هم باید کاری کنید که جوانان دیگر از شما درس بگیرند.

چند کلمه هم با سنگرنشینان مدارس حرف دارم، ای دانش آموزان! شما چشم و چراغ ایران آینده هستید. شما هستید که باید با علمتان و تخصص خود باعث استواری اسلام عزیز باشید، غیور باشید و شجاع، که دشمنان وحشت کرده­اند و دست به هر کاری خواهند زد.

و در آخر عاجزانه از شما می­خواهم که نماز جمعه و جماعات را به پای دارید که این باعث شکست دشمن خواهد شد و امام را همیشه و همه وقت دعا کنید و از اشتباهات زیاد من که در ایام زندگیم از من سرزده است در گذرید.

خداوند، انشاالله گناهانمان را بیامرزد، و بار دیگر از شما می­خواهم که مرا حلال کنید، چون دستم از اعمال خوب کوتاه شده است.

والسلام

و من الله التوفیق         حسین باخدا

اسفند 1363                     امضا


برچسب ها: شهید حسین باخدا قمصری ، وصیتنامه شهید ، وصیتنامه ،

شهید مهدی باخدا قمصری: یكم اردیبهشت 1344، در شهر قمصر از توابع شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش امرالله، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. به عنوان  پاسدار در جبهه حضور یافت. دهم اسفند 1362، در جفیر اهواز بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای سررود واقع است. برادرش حسین نیز شهیدشده است.

متن وصیتنامه شهید مهدی باخدا قمصری

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِیمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِیهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِیرًا

﴿ آیه 97سوره نسا

آنان که (هنگام مرگ) و قبض روح (ظالم و ستمگر بمیرند) فرشتگان از آنها باز پرسند که در چه کار بودید؟ پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم، فرشتگان گویند آیا زمین خدا پهناور نبود؟ که در آن سفر کنید ( و از محیط جهل و کفر به سرزمین علم و ایمان بشتابید، از آنها عذر نپذیرید) و ماوای ایشان جهنم است و بازگشت آنها به جایگاه بسیار بدی است.

با درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به رزمندگان و پیکارگران راه حق و آزادی و با درود بر پدر و مادران شهیدان، معلولین، مفقودین و اسیران جنگ تحمیلی و امت مسلمان، اولین وصیتی که من و تمام شهدا برای شما مردم داریم این است که امام عزیز و این قلب توفنده امت را تنها نگذارید و تا آنجا که قدرت دارید از امام و انقلاب طرفداری کنید و نگذارید که ابرقدرتهای جهان بر سر اسلام و مسلمین زور بشوند و این اسلام عزیز را که بسیار گران بدست آمده است سرکوب کنید.

مسلمانان! تا آنجایی که جان و خون در بدن دارید در نماز جمعه­ها شرکت کنید و همانطور که امام عزیزمان تاکید کرده­اند مساجد را خالی نگذارید و وحدت خود را حفظ کنید و اسلام را جهانی کنید که حفظ وحدت شما باعث شکست دشمنان اسلام خواهد شد.

از خانواده شهیدان می­خواهم که از خون شهیدان خود برای امور دنیوی استفاده نکنید و باعث لگدمال کردن خون عزیزان خود و جانبازان، در در صفهای مصنوعی نشوید.

و دیگر اینکه از دعاهای توسل و کمیل و ندبه غافل نشوند که هرچه داریم از این دعاها داریم.

و از شما می­خواهم که شبهای جمعه و روزهای جمعه بر سر تربت پاک شهیدان رفته و دین خود را به وسیله فاتحه و یاد از آنها ادا نمایید.

از تمام برادران خواستارم که راه شهدای خود را ادامه دهند و تا پایان جنگ جبهه­ها را خالی نگذارند.

و از خواهران  ایمانی می­خواهم که ضمن رعایت حجاب خود، پشت جبهه­ها را نگه دارند که با حجاب آنها مشت محکمی است که بر دهان جنایتکاران زده می­شود.

عزیزانی که در سنگر مدارس و دبیرستانها نشسته­اید و با جهل و نادانی مبارزه می­کنید از شما می­خواهم که خوب درس بخوانید و خوب بیاموزید که در آینده محتاج بیگانگان نباشیم و هر نوع تخصص را خود داشته باشیم و در پایان از همه کسانی که مرا می­شناسند می­خواهم که اگر اشتباهی و لغزشی از من دیده­اند مرا ببخشند و از همه آنها حلالیت می­طلبم و باز تاکید می­کنم که امام تنها نماند.

والسلام و من الله التوفیق

25/11/1362

مهدی باخدا

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار

 


برچسب ها: شهید مهدی باخدا قمصری ، وصیتنامه شهید ، وصیتنامه ،

متن وصیت­نامه رزمنده دلیر سپاه اسلام شهید محسن عرب­زاده

و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل­الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون

من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من دیته علی فانا دیته.

هر کس که مرا طلب کند خواهد­یافت و هر کس که مرا بیابد خواهد­شناخت و هرکس که مرا بشناسد دوستم خواهد­ داشت و هر کس مرا دوست بدارد عاشقم خواهم­شد و هر کس که عاشقم شود، عاشقش خواهم­شد و هر کس را که عاشقش شوم خواهمش کشت و هر کس را که بکشم دیه او بر گردن من خواهدبود و هر کس دیه­اش بر گردن من باشد، خودم دیه او هستم.

پس از ستایش خداوند سبحان و درود بر رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار بالاخص حضرت مهدی(عج) و نایب برحقش امام­خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و ملت شهیدپرور ایران و با سلام بر پدر و مادر و خواهر و برادرانم و تمامی دوستان و آشنایان. من بر اساس رسالت و مسئولیتی که حس نمودم، در راه الله و برای پاسداری و حراست از انقلاب اسلامی که خون بهای صدها هزار کشته و مجروح و معلول است به جبهه­های کشور اسلامی آمدم و به جنگ علیه ضد خدا پرداختم. الهی شکر که قلبم همیشه به عشق خدا تپیده، زبانم همیشه به دفاع از امام باز شده، چشمانم فقط راه او را دنبال کرده و دستانم شب و روز با تفنگ و قرآن همنشین بوده است الهی شکر، پدر و مادری دارم که از دست دادن فرزندشان را برای خود سعادتی و فوزی عظیم می­دانند چرا که یقین دارند آنچه که برای خدا داده­شود باز کم است. آن­ها خیلی خوب می­دانند که برای تداوم انقلاب، هرآنچه را که هست و نیست باید فدا کرد. آن­ها خوب می­دانند که رفتن من مسئله­ای نیست، مهم این است که انقلاب همچنان به سوی کمال گام زند و یک­دم از رفتن باز نماند. الهی شکر! ملت ما پیش خدا روسفید است. اماممان از ما راضی است و نهضتمان پیروزتر از پیش به حرکتش ادامه می­دهد و چون خاری در چشم دشمنان اسلام خواهیم­بود. ما با همین استخوان­های از­هم­پاشیده و سینه­های چاک­چاک می­ایستیم، می­ایستیم و مبارزه را تا نهایت به پیش خواهیم­برد من گام­نهادن در این مسیر مقدس خدائی را یک فریضه می­دانم و در این راه اگر دشمن را شکست دهیم پیروزیم و اگر به ظاهر شکست بخوریم و کشته شویم باز هم پیروزیم. به هر­حال این مایه شکر پروردگار و افتخار برای من و شماست که در این راه به درجه رفیع شهادت می­رسیم و به جایی می­رویم که ملکوتش نامند، که بهشتش نامند. زندگی ذلت­بار را هیچ وقت قبول نخواهم­کرد، مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می­دهم، همان­طور که قلبم آگاه است به آرزوی دیرینه خود خواهم رسید.

پدر گرامیم! درود خدا بر تو باد که با امضاء نمودن پرسش­نامه و رضایت­نامه برای من در­حقیقت همان شهادت­نامه را امضاء نمودی. مادرم کوه باش و چون کوه در برابر سختی­ها استقامت کن. لحظه­ای از نام و یاد خدا غافل مباش و در نمازهایتان دعا به رهبر و طول عمر امام و همسنگرهایش چون منتظری، یار امام، خامنه­ای رئیس­جمهور محبوب، رفسنجانی عزیز، رئیس مجلس و دیگر شخصیت­های مملکتی و طول عمرشان را از خدا بخواهید. در راه دین بکوشید که هرچه بکوشید باز کم است. قامتت را بلند گیر و ندای هل من ناصر ینصرنی حسین و الله­اکبر را سر­ ده و فریاد شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همان فریاد شهیدان و رزمندگان اسلام است.

پدر و مادر و خواهرم امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه من به دست شما نرسد و اگر به دستتان نرسید هیچ ناراحت نباشید، بلکه باید خوشحال باشید که فرزندت برای اسلام و دین خدا شهید شده­است ولی منافق نبودم که محاکمه شود پس یا زندان یا اعدامم کنند.

پس ای پدر و مادرم! خدا را صدهزار مرتبه شکر که مرا اسلامی بار آورده اید. ولی مادرم اگر لیاقت شهادت را پیدا کردم وشهید شدم آن­گاه به یاد شهدای کربلا بیفتید و ناراحتی خودتان از یاد می­رود و هر وقت دلتان گرفت به گلزار شهداء بهشت زهرا یا دارالسلام بروید و بر مزار این همه شهید بنگرید، آن وقت درد خودت را فراموش خواهی­کرد.

و در پایان از همگی می­خواهم که در هر حال پیرو ولایت فقیه باشید و همیشه روحانیت را سرمشق خود قرار­دهید و با کفار و منافقین و با امریکا و شوروی و دیگر ابرقدرت­های شیطانی با تمام قوا بجنگید و انتقام خون شهیدان صدر اسلام بالخصوص حسین­بن­علی(ع) و شهدای کربلا و شهدای انقلاب اسلامی و شهدای جنگ تحمیلی و شهدای 7 تیر بالخصوص شهید مظلوم بهشتی و دیگر شهیدانی چون رجائی و باهنر و شهیدان دیگر را خواهیم گرفت

و در آخر دعا به امام زمان یادتان نرود و در نمازهایتان و در دعاهایتان از خدا بخواهید که خدا گناهان مرا ببخشد و بیامرزد و از تمام دوستان و آشنایان و همه کس که مرا می­شناسد از طرف من حلالیت بطلبید و خلاصه خسته­تان نکنم و درآخر سلامتی امام و شما را و طول عمر پر­برکت برایتان آرزو می­کنم.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

یارب صف اسلام را یاری نما           احکام حق اندر جهان جاری نما

به امید فتح کربلا

25/10/1362


برچسب ها: شهید محسن عرب زاده ، وصیتنامه ،

مراجع: شهید محسن عربزاده( خواهر زاده شهید کریمی) ،

تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...