تبلیغات
مردان خدا (شهدای دارالمومنین کاشان) mardanekhoda.ir - وصیتنامه برادر شهید حسین باخدا قمصری

شهید حسین باخدا قمصری: یكم فروردین 1343، در شهر قمصر از توابع شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش امرالله، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت.  تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان  بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و سوم اسفند 1363، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای سررود واقع است. برادرش مهدی نیز شهیدشده است.

 

متن وصیتنامه برادر شهید حسین باخدا قمصری

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

گمان نکنید آنان که در راه خدا کشته شده­اند، مرده­اند بلکه زنده­اند و نزد پروردگارشان روزی می­خورند.

با درود بر مهدی موعود صاحب­الزمان، او که فرزند رسول­الله است، او که فرزندان اسلام به عشق او و به یاد او روانه صحنه­های پیکار می­شوند.

مهدی جان! سحرگاهان که اشعه شفق دامنه آسمان را خونین می­سازد و نسیم سحری چون اشک دیده بر روی برگ نسترن و شقایق فرو می­چکد، به یادت هستم.

بدان آنگاه که نوای دلنواز اذان از ماذنه مساجد طنین­افکن است و یادآور تکبیر دشمن­شکن رزمندگان بر خصم زبون است به یادت هستم.

یا صاحب­الزمان! چه­سان می­توانم محبت خویش را در لابلای جملات برایت بنگارم؟ چرا که زبان از بیانش قاصر و قلم از نوشتن آن عاجز است. بدان که هماره به یادت و شب و روز در انتظار ظهورت، تا بر خاک پاک پایت، بوسه افتخار زنم.

و درود بر کسی که صدها قافله دل همره اوست. نام او، یاد او، شنیدن سخنان او، روح گرم و پرخروش او، اراده و عزم آهنین او، استقامت او، شجاعت او، روشنی­بینی او، ایمان جوشان او، که زبانزد خاص و عام است، یعنی جان جانان، قهرمان قهرمانان، نور چشم و جلوه ایمان و تقوی، خمینی نستوه، رهبر بزرگ عالم اسلام، امام عزیزم، سخنانت را که با اخلاص و ایمان و از صمیم دل و جان پیام سرور آزادگان حسین­بن­علی(ع) را به گوشم می­خواند، شنیدم. چه نیکو درسم می­دهی و چه نصایح که با اعمال روحانیت بر من می­آموزی. رهبرم! تو گفتی و من شتابان روانه شدم تا بگویم یا حسین(ع) تا من هستم طریق تو بی­رهرو نخواهد ماند و خدای را سپاس می­گویم که لحظه­لحظه راه حق پررهروتر می­شود و سراسیمگی ابرقدرتها صد برابر می­گردد.

رهبر عزیزم اگر پیروز و سرافراز از صحنه پیکار بازآمدم و با نور جمالت فروغ دیدگانم افزون و قلب محزونم شاد گردید، به پیروزی بزرگ دست یافته­ام و اگر با تیر و یا ترکش در میدان بر خاک افتادم، باز پیروزی بزرگتر نصیبم گشته­است.

خداوندا! تو شاهدی که تنها برای کسب رضای تو و یاری دین تو در جبهه­ها حاضر شدم و هدفی جز تلاش برای رهایی بندگان محروم و فراهم کردن مقدمات ظهور مهدی صاحب­الزمان(عج) را ندارم.

بارالها! ملکا! معبودا! اگر اسلام عزیز با ریختن خون ما و من حقیر زنده خواهد ماند و مظلومان و مستضعفان جهان از دست مستکبران و زورگویان خلاصی خواهند یافت، پس بشکافید ای گلوله­ها و ترکشها به سینه و جمجمه ما.

ملت عزیز! امت شهیدپرور! اولین وصیت من به شما این است که از امام امت، این پیر دل­سوخته، دست برندارید. چون حیات اسلام بستگی به وحدت شما دارد، وحدت خود را حفظ کنید که خدا از شما راضی شود. شاید تاریخ را خوانده و یا شنیده­اید که در جنگ صفین چه خون دلهایی که مولایمان خورد و تفرقه و ندانم­کاری منافقین چه عواقب خطرناکی را به دنبال داشت و وقتی که لشکر علی(ع) با قرآنهای بر سر نیزه روبرو شدند، دست از پیکار کشیدند و هر چه علی(ع) فریاد زد که قرآن ناطق منم و این حیله­ای بیش نیست، کسی گوش نداد و افرادی چون اشعث­بن­قیس، نه خود جنگیدند و نه گذاشتند دیگران به جنگ ادامه دهند و بعد از آنکه جنگ به حکمیت واگذار شد، علی را از حکومت سلب کردند و آن شد که دیدید و شنیدید.

مردم شهیدپرور! امت در صحنه! شماها سخت در امتحان هستید، نگذارید روزی خدای­ناکرده اشعث­ها در گوشه و کنار بذر نفاق را افشانده و دم از صلح بزنند، شما باید با وحدت خود، نفس آنها را در نیمه راه گلویشان خفه کنید.

مردم آزاده! طبق حدیث معتبر که یک ساعت فکر با ارزش، بهتر از هفتاد سال عبادت است. من از شما می­خواهم که کمی به آخرت خود فکر کنید و آینده خود را در نظر بگیرید، البته مرا می­بخشید که چنین گستاخی می­کنم، ولی باید تذکر داد و امربه­معروف و نهی از منکر، که یکی از ارکان دین است، کرد.

چرا کاری بکنیم که این همه خون شهیدان و مجروحین در بیمارستانها و اسیران، که حدود چهار سال است که در بند مزدوران عراق هستند، و مادران و پدرانی که چنین عزیزانی تربیت کرده­اند و جان فرزندان خود را به خطر انداخته­اند از دست ما ناراحت باشند.

برادر و خواهر مسلمان! طبق برآوردهایی که صاحب­نظران کرده­اند برای هر حرفی از حروف قرآن، هفت نفر انسان مسلمان چون من و شما، جان خود را نثار کرده­اند، تا اسلام عزیز زنده مانده­است.

فکر کنید، چرا اسلامی که این همه جان نثارش شده است و این همه انسان به خاطرش سر و جان داده­اند، بدست ما شکست بخورد؟ استوارو ثابت قدم باشید و مطمئن باشید که اسلام، عاقبت پیروز خواهد شد و جهان را فرا خواهد گرفت. پس چرا ما در این امر شرکت نداشته باشیم؟ اگر خدای ناکرده سستی کنیم، شهیدان شکایتمان را به پیامبر خواهند برد و با این خجالت در قیامت که ابدی است چه خواهید کرد؟

و اما ای خانواده­های شهدا و مفقودین! ای مدافعان و ای راهیان راه مولایمان حسین بن علی(ع)! شما از امتحان سرافراز فارغ شدید و با بهترین نمره جزء اصحاب واقعی حضرت محمد(ص) قرار گرفته­اید. اما در این صورت مسئولت شما نه تنها سنگین­تر شده است، بلکه کارهای روزمره شما نیز زیر ذره­بین قرار می­گیرد. مردم بعنوان یک الگو به شما نگاه می­کنند.

و ای برادران شهیدان! شما هم باید کاری کنید که جوانان دیگر از شما درس بگیرند.

چند کلمه هم با سنگرنشینان مدارس حرف دارم، ای دانش آموزان! شما چشم و چراغ ایران آینده هستید. شما هستید که باید با علمتان و تخصص خود باعث استواری اسلام عزیز باشید، غیور باشید و شجاع، که دشمنان وحشت کرده­اند و دست به هر کاری خواهند زد.

و در آخر عاجزانه از شما می­خواهم که نماز جمعه و جماعات را به پای دارید که این باعث شکست دشمن خواهد شد و امام را همیشه و همه وقت دعا کنید و از اشتباهات زیاد من که در ایام زندگیم از من سرزده است در گذرید.

خداوند، انشاالله گناهانمان را بیامرزد، و بار دیگر از شما می­خواهم که مرا حلال کنید، چون دستم از اعمال خوب کوتاه شده است.

والسلام

و من الله التوفیق         حسین باخدا

اسفند 1363                     امضا


برچسب ها: شهید حسین باخدا قمصری ، وصیتنامه شهید ، وصیتنامه ،