تبلیغات
مردان خدا (شهدای دارالمومنین کاشان) mardanekhoda.ir - مطالب سرداران شهید کاشان

سردار شهید حاج حسین صنعتكار

فرمانده اطلاعات لشکر 8زرهی نجف اشرف (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

او روحانی بود. در سال 1337 ه ش در کاشان متولد شد و پس از طی دوران مدرسه به حوزه علمیه وارد شد و به تحصیل معارف اسلامی پرداخت.در سال 1361 برای اولین بار به جبهه عزیمت کرد و آنچنان تحت تاثیر عرفان حاکم بر جبهه واقع شد که گفت: تا زنده ام در جبهه خواهم بود. و بر سر پیمان خود ماند تا در جبهه شربت شهادت نوشید.

قابلیتهای زیاد او در کنار جذابیت فوق العاده و اخلاق پسندیده اش باعث شده بود که همه نیروهایش لشگر آرزو کنند تحت فرماندهی صنعتکار فعالیت نمایند. او مسئولیتهای زیادی داشت, فرمانده واحد تخریب، واحد آموزش، عملیات و یگان دریایی لشکر 8 از جمله مسئولیتهای این شهید بزرگواراست.در این مدت هر جا حسین بود همه می خواستند آنجا بروند. وی در تمام عملیات لشگر، شرکت فعالانه داشت و هر محوری که صنعتکار مسئولش بود, خاطر فرماندهان راحت و آسوده بود, چون می دانستند به خوبی و با شجاعت و مدیریت خاص خود از عهده انجام ماموریت بر خواهد آمد. شهید صنعتکار همیشه چند صندوق از کتاب های حوزه را همراه داشت و زمانی که همه خسته از کار و فعالیت روزانه یا حتی کار شبانه روزی استراحت می کردند، کتابی برداشته در گوشه ای به مطالعه می پرداخت.

خاتمه عمر این روحانی برجسته و فرمانده شجاع لشکر اسلام در 25 مرداد ماه سال 1365 بود. او که جهت شناسایی منطقه عملیاتی جدید وارد میدان مین شده بود در اثر انفجار مین به شهادت رسید.

منبع:"آبشار ابدیت"نوشته ی محمد رضا یوسفی کوپایی،نشر لشگر8زرهی نجف اشرف-1375


برچسب ها: حاج حسین صنعتكار ،

مراجع: خبرنیوز ، وقت وصال رسید ، وبلاگ شهید بنی طبا ،

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

 (ای مومنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت (وای رسول) چون تو شیر افکندی نه تو بلکه خدا افکند که مومنان را به پیش آمد خوشی بیازمائید که خدا شنوای دعای خلق و دانا (بمصالح امور عالم است)

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

مپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند بلکه زنده به حیات ابدی شدند و نزد پروردگارشان متنعم خواهند شد.

با سلام و درود خدمت امام امت و امت امام و شهدای صدر اسلام تاکنون.

خدایا می‌دانی چه می‌کشیم ما از مردن نمی‌هراسیم اما می‌ترسیم بعد از ما ایمان سر ببرند. پس چه باید کرد؟ از یکسو باید ما بمانیم تا آینده بماند. ایکاش امروز شهید می‌شدیم و فردا زنده می‌شدیم تا شهید آینده شویم تا اینکه فردا شهید نشود.

آری همه یاران رفتند بسوی مرگ در حالیکه نگران فردا بودند. من با امام عزیزمان خمینی میثاق بسته‌ام و با او وفادارم. زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین بار مرا بکشند و زنده کنند، دست از او نخواهم کشید. راه سعادت بخش حسینی را ادامه دهید و زینب­وار زندگی کنید. (انشاالله). خدایا جندالله را که با سوگند به ثارالله در سنگر روح الله بر شکست عدوالله و استقرار حزب الله زمینه ساز حکومت جهانی بقیه الله است حمایت کن.

بدانید که به دو جای بدنم شلیک خواهد شد یکی به مغزم که به اسلام می‌اندیشد و دیگر بر قلبم که برای اسلام می‌تپد.

ای پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم! سلام گرم مرا بپذیرید و مرا ببخشید که نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم و من حقیر از همه شما رضایت می‌خواهم امیدوارم قبول کنید.

همسر گرامی و عزیزم! می‌بخشی که نتوانستم یک شوهر خوب برایت باشم انشاالله خدا مرگ مرا شهادت قرار بدهد و تو را هم در این دنیا و هم در آن دنیا خیر دهد، امیدوارم مرا ببخشی به امید دیدار در روز محشر.


برچسب ها: وصیتنامه ، شهید محمد تقی پکوک ، پکوک ، شهید پکوک ،

بسم رب الشهداء

أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَكِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ الذین تلوا القرآن فاحکموه ، و تدبروا الفرض فاقاموه احیوا السنه و اماتوا البدعه دعوا للجهاد فاجابوا، و وثقوا بالقائد فاتبعوه (بخشی از خطبه 182نهج البلاغه)

کجایند برادران من آنهایی که طی طریق نمودند و بسوی حق شتافتند. آنان که قرآن را تلاوت می‌کردند و با عمل بدان آن را استوار می‌کردند و در فرائض و واجبات تدبر کرده و آن‌ها را به­پامی‌داشتند، سنت‌ها را زنده و بدعت‌ها را ‌می­میراندند، دعوت به جهاد می‌پذیرفتند و به رهبر خود اطمینان داشتند و صمیمانه از او پیروی می‌کردند.

قتل در راه خدا، شهادت در راه خدا بالا‌تر از او دیگر خوفی در کار نیست. (امام خمینی)

 

برادر شهید محمد تقی پکوک در سال ۱۳۳۳ در یک خانواده مذهبی در شهر کاشان دیده به جهان گشود. از‌‌ همان کودکی جثه کوچک و ضعیفش بار‌ها بیمار شد و تا مرگ پیش رفت بطوریکه دکتر‌ها از او قطع امید کردند، اما مشیت الهی بر آن قرار گرفت که وی را زنده نگه دارد تا با خون خود درخت تنومند اسلام را آبیاری کند.

در سن هفت سالگی به دبستان رفت و درس خواند تا اخذ دیپلم ادامه داد و بعد از آن به خدمت سربازی رفت و این دوران مصادف با آغاز انقلاب بود، با اوج­گیری انقلاب فعالیت شبانه­روزی خود را آغاز نمود و درحالی که به خدمت سربازی مشغول بود با طاغوتهای زمان مخالفت می‌نمود و به یاری و کمک امت حزب الله می‌شتافت.

محمدتقی با دستور تاریخی امام مبنی بر سرباز‌ها از سربازخانه به صفوف به هم فشرده امت حزب الله پیوست و در کلیه راهپیمائی‌ها و تظاهرات شرکت فعال داشت، بعد از پیروزی انقلاب محمدتقی برای اتمام خدمت سربازی در واحد هوابرد مشغول خدمت سربازی شد و آن را به اتمام رسانید و بعد از به پایان رساندن خدمت سربازی، برای حفظ و حراست از دست آوردهای انقلاب به عضویت سپاه پاسداران کاشان درآمد و پس از گذراندن دوره نظامی برای پاسداری از قلب تپنده مستضعفان جهان به قم رفت و مدتی در آنجا مشغول بود، با شروع درگیریهای کردستان به آن خطه از میهن اسلامی شتافت و با جیره­خوران امریکا به ستیز برخاست و ماهها در نقاط مختلف کردستان به اسلام و انقالب خدمت نمود و سپس چند روزی به شهر خود بازگشت و بعد از آن طی ماموریتی راهی سیستان شد و به یاری مستضعفین آن دیار شتافت و چند ماهی را هم با خوانین و قاچاقچیان زالوصفت مبارزه کرد، او هدف را شناخته بود و در جهت رسیدن به آن از همه چیز خود گذشته بود و می‌گفت هر کجا لازم باشد می‌روم. وی بنده خدا بود، پس زحمتهای طاقت فرسایی را برای رضای او متحمل شد، به عبادت و راز و نیاز خیلی اهمیت می‌داد و شیرینی آنرا با تمام وجود احساس می‌کرد.

محمد تقی بعد از سیستان و بلوچستان دوباره عازم کردستان شد و همراه سایر برادران روانه جبهه‌های جنوب شدند، پس از فعالیتهای زیاد توانستند لشکر محمد رسول­الله را تشکیل دهند. او بعد از تشکیل لشگر مسئولیت توپخانه را به عهده گرفت و در کلیه عملیات‌ها از جمله عملیات فتح­المبین، بیت المقدس، مسلم ابن عقیل، رمضان و والفجر شرکت فعال داشت. وی جبهه را مانند خانه خود می‌دانست و دوست داشت در‌‌ همان خانه به معبودش برسد و سرانجام در غروب خونین جمعه 21/05/1362 در جاده ایلام به دست عمال سیه­روز به لقاء الله پیوست و شب وصال خویش را جشن خون گرفت. روحش شاد.


رئیس اداره ایثارگران سازمان جهاد كشاورزی استان اصفهان گفت: یك پنجم شهدای جهادگر ایران از استان اصفهان هستند. به گزارش روابط عمومی جهاد کشاورزی شهرستان کاشان، عبدالرضا توسلیان در جلسه هفتگی قرآنی که به یاد بود گرامیداشت جهادگر شهید سردار حاج علی فارسی در جهاد كشاورزی این شهرستان توسط کانون سنگرسازان برگزار گردید. اظهار داشت: از آمار 3 هزار و 100 شهید جهادگر سراسر كشور، تعداد 620 شهید، 165 جانباز و 38 آزاده جهادگر جهاد كشاورزی استان اصفهان قابل توجه است.

وی تأكید كرد: جهادگر شهید سردار حاج علی فارسی از شهرستان كاشان در كنار تقی رضوی، محمد طرح‌چی و هاشم ساجدی از استان خراسان و حسین ناجیان از استان فارس یكی از پنج سردار شهید جهادگر كشور است.

به گفته وی، توانمندی بالا و قوای مدیریتی شهید فارسی سبب شد تا این سردار شهید به عنوان یكی از مسئولان اولیه شورای جهاد و فرماندهی پشتیبانی رزمی جنگ استان اصفهان انتخاب شده و در مدیریت جهاد، سازماندهی نیروهای مهندسی رزمی و پیگیری امور مهندسی در آغاز جنگ نقش سازنده و موثری ایفا كند.

وی اخلاص و تواضع فوق‌العاده سردار علی فارسی را از دیگر ویژگی‌های شخصیتی و سجایای اخلاقی این شهید والامقام برشمرد و افزود: این سردار جهادگر شهید كاشانی از مسئولانی بود كه هیچ وقت در دوران تصدی‌گری و مسئولیت خود از امكانات و وسایل خدمتی حتی برای انجام مسئولیت‌های محوله استفاده نكرد و برای رفت و آمد از اصفهان به كاشان با وجود در اختیار داشتن خودرو و مجوز استفاده از آن همواره مانند یك رزمنده ساده از طریق اتوبوس به شهرستان سفر می‌كرد.

رئیس اداره ایثارگران سازمان جهاد كشاورزی استان اصفهان تصریح كرد: سردار فارسی یكی از بنیانگذاران جهاد سازندگی كاشان بود كه در طول مدت مسئولیت خود در جنگ و جهاد با تدبر، پشتكار و تلاش بی‌نظیر، خالصانه و صادقانه كارهای مدیریتی جهاد و مهندسی جنگ را پشتیبانی می‌كرد.
توسلیان با بیان لحظات وصف‌ ناپذیر شش سال دوستی، رفاقت و هم‌رزمی با شهید فارسی خاطرنشان كرد: تواضع بی‌نظیر، ایثار و خودگذشتگی توصیف نشدنی برجسته‌ترین ویژگی‌های اخلاقی این جهادگر شهید بود.

وی نحوه شهادت سردار فارسی را نیز همراه با تواضع، ایثار و گمنامی دانست و گفت: اگر بخواهم شخصیت سردار فارسی را در یك جمله خلاصه كنم، می‌گویم: سردار شهید حاج علی فارسی ساخت و سوخت.

به گفته وی، به راستی كه شهید فارسی همانطور كه در فرازی از وصیت‌نامه‌اش آورده با همه تواضع و اخلاص حتی نخواست كه به درگاه حق جسمی از خود باقی بگذارد و پیكر مبارك و مطهرش در هنگام اصابت خمپاره و شهادت سوخت و به آرزوی دیرینه و قلبیش یعنی شهادت در راه خدا رسید.

رئیس اداره ایثارگران سازمان جهاد كشاورزی استان اصفهان از سرداران گمنام دیگر جهاد چون حسن فیروزبخت، بیژن سورانی، محمد طالبی، خسرو نكویی، سید احمد طبائیان و شهید كجایی نیز نام برد و گفت: زنده نگه داشتن فرهنگ ایثار و شهادت و نهادینه كردن روحیه جهاد و فداكاری در بین افراد جامعه به ویژه نسل جوان رسالت سنگین و دین بزرگ ما نسبت به همه شهدا به خصوص شهدای جهادگر همچون سردار حاج علی فارسی كاشانی است.

توسلیان با اشاره به اعزام بیش از 7‌هزار نیرو از گردان مهندسی جهاد كشاورزی كاشان طی سال‌های دفاع مقدس اظهار داشت: در زمان جنگ تحمیلی نخستین گردان زرهی لشگر نجف اشرف توسط جهادگران استان اصفهان اداره می‌شد كه گردان مهندسی رزمی مستقل سلمان فارسی شهرستان كاشان نیز نقش اساسی و بزرگی را در این پشتیبانی داشت.

وی تصریح كرد: استان اصفهان تنها استانی بود كه به صورت ویژه پنج گردان مهندسی عملیاتی شامل سه گردان از خود شهر اصفهان و سایر شهرستان‌های آن و دو گردان مستقل از شهرستان‌های كاشان و نجف‌آباد داشت در حالی كه بقیه استان‌ها تنها یك گردان داشتند.

مراسم یادنامه و گرامیداشت ایثارگری‌ها و فداكاری‌های جهادگر شهید سردار حاج علی فارسی و 63 شهید جهادگر كاشان به همت كانون سنگرسازان بی‌سنگر در جهاد كشاورزی این شهرستان برگزار شد.

جهادگر شهید سردار حاج علی فارسی در سال 1331 در شهرستان كاشان متولد شد. این شهید نام‌آور و افتخارآفرین كاشانی پس از اخذ فوق دیپلم دانشگاه تهران با همه وجود به خدمت انقلاب اسلامی درآمد و به همراه چند تن از همسنگرانش جهاد سازندگی كاشان را بنیان نهاد.

با آغاز جنگ تحمیلی در راس جهادگران به جبهه جنگ شتافت و تا لحظه شهادت در روز 29 دی‌ماه سال 65 در عملیات كربلای 5 در شلمچه همواره در تمامی عملیات‌های جنگ حضور فعالی داشت.

با آغاز جنگ تحمیلی، در رأس جهادگران به جبهه شتافت و در واحد تداركات «گروه شهید علم الهدا»ی هویزه به فعالیت پرداخت. گروه شهید علم الهدا كه ابتدا به نام «گروه اخلاص» شهرت داشت، از اولین گروه‌های رزمی جهاد سازندگی بود.وی عضو مؤثر شورای مركزی جهاد سازندگی استان اصفهان محسوب می‌شد و به عنوان فرمانده لشكر مهندسی ـ رزمی و پشتیبانی جنگ استان اصفهان تا دم شهادت در جبهه‌ جنگ و كلیه عملیات ها حضور داشت.پس از مدتی، شهید فارسی مسؤولیت جنگ جهاد استان را به عهده گرفت و كمیته‌ تحقیقات مهندسی ـ رزمی را برای رفع نیازهای منطقه‌ی جنگی فعال ساخت.

آقای گلی در مورد اخلاق شهید علی فارسی می‌گوید: «اولین آشنایی من با شهید فارسی، در عملیات محرم بود و آخرین دیدارمان كربلای5. در كارها با دوستان مشورت می‌كرد و هرگز فردی تصمیمی نمی‌گرفت. هیچگاه به عنوان فرمانده عمل نمی‌كرد؛ همیشه با مشورت تصمیم می­گرفت.»

آقای فیروزبخت می‌گوید:«شهید فارسی قبل از هر چیز یك انسان فرهنگی بود.برای آوردن نیرو در عملیات كربلای 5 از ما جدا شد و به خدایش پیوست.»

چند سخن از وصیتنامه شهید علی فارسی:« بیدار باشیم و فریب تبلیغات مسموم بیگانگان را نخوریم. این ارزش‌ها را حفظ كنیم. اگر چنین نكردیم و آنها را رها نمودیم، در آینده خدای ناكرده ضربه خواهیم خورد. در تداوم این حركت بزرگ و سرنوشت ساز برای جهان اسلام فقط و فقط راه نجات، خط امام و به طور كلی اعتقاد به ولایت فقیه است. اگر شناخت كاملی داشته باشیم، هرگز حاضر نیستیم از مسیر آن منحرف شویم و تمام سرمایه‌های ظاهری، چون مال و جان و فرزند را حاضریم در این راه فدا كنیم.»


مراجع: جهاد کشاورزی کاشان ، با سنگرسازان شهید ،

 روزگاری جبهه های عاشقی سردار داشت

رادمردانی پری رخسار چون معمار داشت

در رشادت من ندیدم همچو او فرماندهی

گفت این را شاهدی کو صدق در گفتار داشت

بانک تکبیرش طنین در گوش جان دارد هنوز

وقت قرآن و دعا خواندن درونی زار داشت

روزی اندر وقت حمله دیدمش از خویش نیست

ارتباطی گویی آن هنگامه با دادار داشت

بود او فرمانده و فرمانده پرور بی گزاف

زآنکه هر سردار این گفتار را اقرار داشت

هم دلی درد آشنا و هم نهادی پرخروش

هم سری پرشور و هم اندیشه ای پربار داشت

بود او دردی کش پیمانه عشق و جنون

آری آن دلداده دل در خانه خمار داشت

صادق آرانی آن دم کاین غزل را می سرود

در رثای سربداران آه آتشبار داشت

 شهید معمار

 


مراجع: گرامیداشت شهیدان صیاد و معمار ، یادواره2 ، یادواره1 ،

وصیتنامه شهید علی معمار

بسم الله الرحمن الرحیم

(( ام حسبتم ان تدخلوالجنه و لما یعلمه الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین ))

(( گمان می کنید به بهشت داخل خواهید شد بدون آنکه خدا امتحان کند و آنان که جهاد در راه دین کرده و آنها که در سختیها صبر و مقاومت کنند مقامشان را بر عالمی معلوم گرداند . ))

در این موقعیت حساس که پیروزی حق بر باطل نزدیک است و مزدوران داخلی و خارجی شکست و نابودی خود را به چشم می بینند به فکر تکاپو و دست و پا زدن افتاده اند تا شاید برای خود راه چاره ای بیابند و هر روز در جبهه ها و چه در گوشه و کنار شهرها و دهات مردم مسلمان و بی گناه را به خاک و خون می کشند بلکه ترس و وحشتی در دل این ملت مسلمان ایجاد نمایند و آنها را از راه و هدفشان باز دارند و خود را نجات دهند ولی از آنجا که تا کنون نتوانسته اند شناختی از اسلام و وفادارانش پیدا نمایند و همه چیز و همه کس را مثل خود می بینند و دست پر قدرت و ملموس خداوندی را لمس نکرده اند و شاید کوران و کرانند که نمی بینند و نمی شنوند درک آن را ندارند که این انقلاب و حرکت الهی از اوان به رهبریت بزرگ مرجع عالم و رهرو راه الله ادامه دهنده راه رسولان و انبیاالله چنان که در زمان این رسولان و انبیا با شهادت و ایثار و خارج از بعد دنیویت در این زمان به همان گونه ادامه دارد و پایانش به ظهور حضرت مهدی (عج) و منفصل از آن نیست . من در این موقع از زمان همانند پیش ، خداوند بزرگ را شکر می گویم که چنین رهبری قاطع و مصمم را در جلو راه ما قرار داد و بر این ملت منت نهاد و لایقشان دانست که یاور او باشند و به حقیقت که چنین امتی با این پشتیبانی عظیم از اسلام و ایثارها حاکمان بر روی زمین خواهند شد همان گونه که خداوندشان وعده داده است خوشا به حال کسانی که با یافتن این راه و پیمودن آن به مقصود نهایی خود رسیدند و دین خود را ادا نمودند .

چه آگاهانه رفتند و در زیر مشعل پر نور اسلام و شناخت و معرفت ، ندای حسین زمان خویش ((خمینی کبیر)) را لبیک گفتند و پرچم خونین اسلام را برافراشته نگه داشتند و تا آخرین قطره خون از پای ننشستند و اینک ای مسلمانان و مجاهدان ای امتی که شهید دادید و قویتر شدید ای کسانیکه حافظ خط سرخید که شهیدانتان به دور ایران و سرزمین اسلامیتان کشیده اند، ای کفن پوشان زمان که پرچم پیشینیان را به ودیعه گرفته اید به پیش تازید که آیندگان در این جهان و پیشینیان ((شهیدان)) در آن جهان در انتظار شمایند .

من به عنوان یک فرد مسلمان و به حکم وظیفه شرعی و الهی که داشتم قدم در این راه نهادم . خداوند بزرگ را شکر می کنم که چنین سعادتی نصیب من کرد و چنین رهبری در جلو راهم قرار داد و ذره ای نور ایمان در دل من روشن نمود تا خود و خدای خود بشناسم . اکنون که در میان شما نیستم و خداوند لیاقت شهادت را نصیب من کرد چنانکه خود را لایق نمی دانستم . این پیام و سفارشم را با صدای بلند به گوش منافقان و دشمنان اسلام برسانید که از کوری دل خود ، ما را نا آگاه می خوانند به آنها بگویید که ما آگاهانه و بیدار و بدون هیچ جبر و زوری که تنها بر شما وارد است در این راه قدم نهادیم و خون خود ریختیم که ناچیز بود که اگر هزار جان هم می داشتیم در راه خدا و الله اکبر و لا اله الا الله و اماممان که پیشرو این راه است نثار می کردیم .

و تو ای خواهر و برادر مسلمان بیدار باش و هوشیار ، که فریب این از خدا بی خبران را نخوری و با چهره هزار چهره خود شک و شبهه ای در دل تو ایجاد ننمایند که همواره بیداری . البته روی سخنم به افرادی است که در گوشه و کنار زمزمه های مأیوسانه سر می دهند و می گویند باید امام زمان (عج) بیاید و کارها را درست کند و منتظر اویند . بدانید که اول امام زمان (عج) منتظر شماست تا شما بشناسد. قلب خود پاک کنید و همچنان قرص و محکم بر عقیده و ایمان خود استوار باشید و زمان را برای ظهور حضرتش آماده و مهیا سازید تا خدای نکرده با افکار نادرست در زمره کافران و منافقان قرار نگیرید و دست از یاری امام امت برندارید .بدانید زمان ، زمان امتحان و آزمایش است که خداوند با عنایت بیکران خویش اسلام را در امانت شما قرار داده است که تا چگونه از آن نگهداری و حفاظت کنید و آمریکای جنایتکار و به ظاهر قوی را در پیش روی شما آورده تا به عظمت الهی پی برید و یا اینکه آمریکا و مزدوران داخلی اش را قوی تر از قدرت الهی نپندارید و خدای نکرده ضعف و زبونی را برای خود به ارمغان آرید .

بدانید که عاقبت ، حق پیروز است و اسلامی که اکنون در سرزمین خونینمان سربلند کرده با این ترورهای ناجوانمردانه که پیکرهای پیشتازان اسلام چون بهشتیها ، رجایی ها و باهنرها و دیگر یاران امام را فدایی می گیرد سر فرود نخواهد آورد . عاقبت منافقان و جباران خواری و ذلت است و حقیقت این چهره ها و راه پاکشان روز به روز بهتر روشن می شود و چهره کریه آنان در خاک تیره فروتر می رود . آیا هنوز هم کسی وجود دارد که در شک و شبهه بوده و این روشنی و حقیقت اسلام را در چهره امام و یارانش ندیده باشد که اگر هست با آنان است (منافقان) حرکتش در جهت آنان و عقابش کمتر از آنان نیست و شما ای کسانیکه در این موقعیت سوء استفاده می کنید و فقط به فکر خود و اندوختن مال و منافع خود هستید و حرکت اسلامی این امت به حالتان تأثیری نبخشیده و همچنان بی تفاوتید بدانید که اگر چنینید شریک آنانید و عاقبتتان ذلت و خواری مگر آنکه بخود آیید از خدا بخواهید که شما را به راه راست هدایت کند و از او طلب استغفار کنید که خداوند می فرماید ((انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا )) ((ما راه را بر انسان نشان دادیم خودش با انتخاب خودش یا راه شکر را بر می گزیند یا راه کفر را ))  و بدانید که این راه پر مشقت است و باید به تلاش های پر زحمت و حرکت پرفراز و نشیب تن داد و به سوی خدا پویا بود و انسان پدیده ای است که از هیچ شروع کرده و به سوی بی پایان در حرکت است تا به کمال مطلوب نائل آید و به یاد داشته باشید که چگونه و از چه به وجود آمده اید و هدف چیست .

و اما تو ای برادر رزمنده و همسنگر همواره مقاوم باش و سلاحی که برادرت به دستت سپرده تا انتقامش را بگیری مصمم تر شلیک کن که شکار دشمن اسلام در داخل و خارج کشور روحش را شاد و فرصت به او باعث ملامت خواهد شد . و ای کسانیکه خود را وارث خون شهیدان می دانید و در پست های حساس مملکتی و شهری جایگزین شده اید به خاطر داشته باشید که آرمانتان همان آرمان شهیدان باشد  به غیر از خواست آنان قدمی بر ندارید . و خدای نکرده حب جاه و مال و مقام شما را به جایی نکشاند که پیشینیان طاغوتی بودند و همان رفتار که آنان داشتند شما هم داشته باشید . بدانید که بلندی مقام مسئولیت بیشتری برایتان دارد و حرمت و ایثار شهیدان است که شما را به اینجا رسانده است کمی با خود فکر کنید اگر می توانید هدف آنان را دنبال کنید و راهی که رفتند ادامه دهید پا در جای پای آنان نهید و اگر کوچکترین ضعفی در خود می بینید و اعمالتان تا کنون نشان داده و از عهده این کار بر نمی آیید خود به زودی کنار روید و این امانت بزرگ را به لایقانش بسپارید که آماده اند در غیر این صورت عذاب الهی را برای خود خریده اید و در پی توجیه مسائل بر نیآیید که ان شاالله این گونه نیستید و بدین گونه امام و امت را یاری کنید و این طور نباشد که امام را برای خود بخواهید . خود را برای امام . و خود و امام را برای خدا بخواهید .

پدر و مادر عزیزم : از اینکه با زحمات پیگیرتان و تلاش بی منتهاتان مرا پرورش دادید و به ثمر رساندید تشکر می کنم و از اینکه در این دنیا نتوانستم جبران نمایم پوزش می طلبم . ولی مسئله ای که من و شما باید بدانیم و بدان توجه کنیم این است که مرگ امری طبیعی است و بالاخره گریبان گیر هر کس خواهد شد  و در صلاح و مصلحت الهی هیچ کس نمی تواند اظهار نظر و یا تغییری دهد . شکر خدا کنید که چنین رهبری این چنین راهی به من نشان داد و برایم دعا کنید که فقط برای او قدم برداشته ام و اگر گناهی کرده ام که قبل از این و زودتر در این راه وارد نشدم خداوند مرا ببخشد . و همواره مفتخر و سربلند باشید که به راه باطلی نرفتم . اگر یاد من شما را به گریه وا می داردبدانید که ضعف خود نشان داده اید و جز خوشحالی دشمن چیز دیگری عاید نمی گردد . دلم می خواهد که یاد من برایتان خوشحالی آورد همانگونه که من خوشحالم که به آرزوی خود رسیدم و اگر درک خدا کرده باشید به روز قیامت و بهش ایمان داشته که دارید با شنیدن خبر شهادتم جز خنده بر لبانتان نخواهد نشست و بدانید که خداوند اجر عظیمی برایتان قرار داده که چنین فرزندی تربیت کردید و امانتی که خداوند در نزد شما قرار داده بود به صاحبش پس دادید و از امتحان خوب بر آمدید . یاد شهیدان بیکران انقلاب کنید و بدانید که من از آنها بهتر نبودم و همواره صبر و استقامت پیشه کنید که خداوند با صابران است و شکر خدا کنید که خداوند شاکران را دوست دارد . این نعمتی که خداوند عطا فرمود شکرش با شماست من از خدای بزرگ می خواهم اگر در زندگیم موفق به کمک و جبران زحماتتان نگشتم بلکه با شهادتم تنها کمکم این باشد که شما در راه خدا محکم تر قدم بردارید و حقیقتش را بهتر بشناسید و به عظمتش بیشتر پی ببرید ان شاالله .

خواهر و برادرم : سخنم بشنو ای خواهر و بخاطر بسپار که این آخرین پیام است ، آخرین پیام اولین قدم تو باشد همان گونه که زینب شد به خاطر آور زمان تولدم را که یکدیگر را نمی شناختیم و با دیدن من شاد شدید چون مرا هم کیش و همیار خود یافتید و زندگی جدیدم را جشن می گرفتید ولی من در آن دنیای تنگ و تاریک که خبری از این دنیای بزرگ نداشتم خو گرفته بودم و هیچ گاه دلم نمی خواست به این دنیا پا گذارم چون نمی دانستم پس اگر در آن روز شما راضی بودید که من در آنجا بمانم و این دنیا را نبینم باید در این روز هم راضی باشید که در اینجا بمانم و آن دنیای آخرت که بزرگتر و به مراتب عظیم تر از این دنیاست نبینم با این توجه که اختیاری هم از خود نداریم مبادا به خیال باطل کوچکترین ناراحتی و یا اندوهی شما را فرا گیرد که برادرتان در آن دنیا منتظر جشن گرفتن ورودتان است .مبادا غم من بخورید که من هدفی داشتم و بدان رسیدم بلکه من غم شما خواهم خورد اگر هدفی که دنبال کردم شما نکنید و روحم آزرده سازید . شادی من آنگاه است که شما از رهبرمان درس بگیرید کسی که ما را از بندگی طاغوت به بندگی خدا کشید کسی که شهادت را نشان داد و اسارت را محو نمود کسی که ظلم را به عدل و داد ، سکوت را به فریاد مبدل ساخت و مستضعف را حامی و مستکبر را جانی شمرد و لا اله الا الشاه را به لا اله الا الله و شاه اکبر را الله اکبر و آرمان الهی را زنده کرد که هدف این است و هر که دنبال کرد به فلاح و رستگاری رسید و غیر از این هلاکت و بدبختی است . دل به این دنیا نبندید و همواره توجه بیشترتان به آن دنیا باشد . اگر شهادتم را مردم نمی پذیرند و از من تمجید و تجلیل ظاهری نمی کنند شما را مایوس و سرافکنده نکند و نسبت به ادامه راهتان دلسرد ننماید که شهادتم برای آنان نبود . و اگر به عکس شهادتم را بزرگ جلوه دادند و تعریف و تمجید کردند و شما را محترم شمردند به خود مغرور و مدعی نگردید که من برای این بدین راه نرفتم هر کس در پیشگاه خدا وظیفه ای دارد و هر کس نسبت به انجام وظیفه اش در نزد او اجری ، شما وظیفه خود را فراموش ننمایید و در انجام این وظیفه فقط یاد خدا باشید که غیر از این نیست که پیامم رسانید و هدفم دنبال کنید .

برادر جان پیوسته خدا جوی و حقیقت طلب باش و حق هر مستضعفی از مستکبری بستان حال اگر این عمل را باید با بدست گرفتن اسلحه در کوه و دشت و شلیک بی امان خویش انجام دهی و یا در محیط امن دیگری برایت فرقی  نداشته باشد . زندگیت به آخرت مفروش که هر که خریدار آخرت شد سود کلان برد . قرآن را فراموش مکن که با خواندن و عمل به آن روح شهیدان را شاد و یأس و نا امیدی پدران و مادرانشان که شیطان یعنی باعثش می گردد به امید و پیروزی و صبرشان افزون و قدم هایت را محکم تر و عزمت را سخت تر می گرداند .

اطاعت از پدر و مادر کن که خدا فرموده تا بدان جا که در راه او باشد و از مسیرش منحرف نگردی . قدر زندگی شیرین خویش داشته باشید و این محیط زندگی را با صلح و صفا و با وجود نور الهی ادامه دهید که غیر از این پشیمانی و اندوه است .

در عزایم لباس سیاه به تن نکنید و برایم ماتم و عزا نگیرید که من در جمع شهیدانم و شهیدان به وعده الهی در بهشتند و کسی که به بهشت می رود عزا گرفتن برایش ندارد . پرچم سرخ برافرازید و به دشمنان امام و روحانیت و منافقان بفهمانید که ما از ریختن خون خود باکی نداریم و اگر مرد میدانید وارد شوید که نیستید .

مال چندانی از خود ندارم فقط مقداری پول در پیش بعضی از برادران قرض دارم که هر چه هست همه را در راه اسلام خرج کنید . و مقداری پول همراهم هست که چندی از آنرا بدهکارم در تقویم یادداشت کرده ام که به صاحبانش مسترد کنید و بقیه را برای اسلام خرج نمایید . مقدار 15 روز روزه امسال هنوز مانده و نتوانستم بگیرم (روز دوم و سوم و از روز هیجدهم تا آخر ماه رمضان ) از نظر شرعی مسئله آن هر طور که می شود حل نمائید .

درود به رهبر کبیر انقلاب ((امام خمینی)) که اسلام را زنده کرد و سلام بر شهیدانی که با دادن خون خود اسلام را یاری کردند پیروز و سربلند باد پرچم گلگون انقلاب اسلامی ایران در راه مستضعفان جهان .

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

1360/6/16

آبادان علی معمار


مراجع: سردار شهید علی معمار ،

وصیتنامه شهید عباس کریمی قهرودی

بسم‌الله القاصم الجبارین

چرا در راه خدا جهاد نمی‌كنید در صورتی كه جمعی ناتوان از مرد و زن و كودك شما در چنگال ظلم كافرانند. )و ما لكم لا تقاتلون فی سبیل‌الله و المستضعفین من الرجال و النساء والولدان و قاتلو هم حتی لاتكون فتنه و یكون الدین لله( بكشید كافران را تا بر كنده شود ریشه فساد، و دین منحصر به دین خدا شود.

هیچ قطره‌ای در مقیاس حقیقت در نزد خدا از قطره خونی كه در راه خدا ریخته شود، بهتر نیست و من می‌خواهم كه با این قطره خون به عشقم برسم كه خداست.

شهید كسی است كه حقیقت و هدف الهی را درك كرد و برای حقیقت پایداری كرد و جان داد. شهادت در اسلام نه مرگی است كه دشمن به مجاهد تحمیل می‌كند بلكه انتخابی است كه وی با تمام آگاهی و شعور و شناختش به آن دست می‌یازد )و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله اموات احیاء ولكن لا تشعرون( و آن كسی كه در راه خدا كشته شده مرده نپندارید بلكه او زنده ابدی است ولیكن همه شما این حقیقت را در نخواهید یافت. (بقره 154) شهادت برای من یك فیض بزرگی است من لیاقت یك شهید را ندارم و امیدوارم كه آنها كه قبل و بعد از من به درجه شهادت نائل آمده‌اند من را در آن دنیا شفاعت نمایند.

ان شاء الله و از قول من به تمام اقوام و خویشاوندان خصوصا پدر و مادر و خواهرم و همسرم و برادرانم بگویید بعد از من برای من گریه و زاری نكنند و در عوض به همه دوستان و آشنایان با چهره‌ای خندان تبریك بگویند و به آنها بگویند جان او هدیه‌ای برای اسلام عزیز و امام امت و امت امام بود و در رابطه با شهادت من و بقیه برادرانم كه اگر لیاقت شركت در جبهه‌های حق علیه باطل را داشتند خانواده من صبر را پیشه كنید و صبر نه این كه در مقابل باطل و ناحق تسلیم شدن بلكه استواری و ایستادگی در برابر ناملایمات تسلیم شدن بلكه استواری و ایستادگی در برابر ناملایمات در برابر سختی‌ها، در مقابل گرفتاری‌ها و مبارزه سرسخت با مشكلات زندگی مبارزه با هوای نقس، اجرای كلیه دستورات امام است مبارزه با منافقین داخلی كه خود نیز یك نوع جبهه داخلی است. لذا طبق فرمایشات قرآن كریم: (واقتلو هم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوكم و الفتنة اشد من القتل) هر جا مشركان را دریافتند به قتل رسانید و از شهرهایشان برانید جنان كه آنان شما را از وطن آواره كردند و فتنه‌گری كه آنان كنند سخت‌تر از جنگ و فسادش بیشتر است.

و در رابطه با رزمندگان اسلام باید بگویم كه همیشه با توكل به خدا و ائمه معصومین و اجرای دستورات رهبر عزیز و عالی قدرمان بر دشمنان بتازید تا آنها را از صفحه روزگار بردارید و هیچ وقت بر پیروزی‌هایتان مغرور نشوید چون در مرحله اول این شما نیستید كه می‌جنگید و این شما نیستید كه شلیك می‌كنید بلكه طبق آیه قرآن مجید (و ما رمیت اذ رمیت ولكن‌ الله رمی) و شما باید مجاهد فی‌سبیل‌الله باشید آن كسی كه جهاد كند (كلمة الله هی العلیاء) تا این كه اراده خدا بالا بیاید و حاكم بر اراده‌ها شود این همان راه خداست.

سلام و دعای همیشگی‌تان را فراموش نكنید.

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بگاه و بر عمر او بیفزای. خدایا خدایا رزمندگان ما را نصرت و یاری فرما

عباس كریمی  27/1/61

 این شهید سعید در روز پنج شنبه 23 اسفند سال 1363 در حالی كه آخرین دستور ابلاغی از جانب قرارگاه را در عملیات بدر (منطقه شرق دجله و شمال القرنه) اجرا می كرد (و لبخندی متین بر لب داشت) بر اثر اصابت تركش خمپاره به ناحیه سرش مجروح شد و جان را به معشوق تسلیم نمود و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

 برای مطالعه کتابهای نوشته شده درباره این شهید می­توانید به آدرس زیر مراجعه کنید.


برچسب ها: وصیتنامه ، حاج عباس کریمی ، شهید عباس کریمی ،

مراجع: الف) دانلود کتاب مردی با چفیه سفید ، ب) دانلود کتاب (هاجر در انتظار) ،

تصویر دارالشفای کاشان

یازدهم اسفند ماه  بیست و پنجمین سالگرد شهادت شهیدان موحد رستگار است.

وصیتنامه مجاهد فی سبیل الله سردار رشید سپاه اسلام

شهید حسن موحد رستگار

قائم مقام گردان امیرالمومنین از لشگر امام حسین (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

"الهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد"

با عرض ادب به پیشگاه حضرت مهدی (عج) و نائب گرانقدرش حضرت امام خمینی (روحی له­الفداء) و با عرض سلام بر شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، به امید شفای مجروحین و معلولین انقلاب اسلامی، اکنون که دست نیاز و تسبیحمان به درگاه حضرت حقتعالی درازاست، شکر می­فرستیم و رضایت حضرتش را طالبیم و از برای برقرای حکومت اسلامی توانمان را بکار برده­ایم، قبولی آن را از درگاه او خواستاریم، در این راه پرنشیب و فراز بر خویش تحمل سختیها نمودن برای خدا، سهل است و نظر او شرط، حال که در این ره نه از برای منت بلکه از در رضایت او خویش را افسرده نمودیم در ظاهر، و ره را در پیمودن آن تا رسیدن به لقایش دنبال نمودیم، حمد و سپاس او را بجای می­آوریم که او "اهدنا الصراط المستقیم" است و استقامت در این راه را از او طالبیم و همچنین، ماندن و ثابت قدم بودن را در مسیرش باز خواهانم.

الها: اگر چه نزدیکترین و سریعترین راه تقرب و وصل به درگاهت" شهادت" است، در پی این وصل، توانم را فدایت نمودم، وجودم را فنایت، و زیر پا گذاشتم دنیای فانی و پست را و گریستم از فراقت و توسل جستم به ائمه اطهارت، قبولم دار اگر چه قابل نیستم.

عمری است که در پی لقایت، حال و هوای دیگر بر سرم شده است، گامهایم از برای دیدار تو خسته، از بس راه پیمودم، بیابانهای گرم و سوزان جنوب را پشت سر نهادم، قله­های رفیع و سخت غرب و کردستان را زیر پا در نوردیدم، دره­های پرفراز و نشیب محرم، صحرای رمضان، ارتفاعات سردشت و ... از برای دیدارت، حال با قبول کردن من در حضورت آرامشم بخش که تو عطاکننده نفس مطمئنه­ای.

آخرین لحظات شب است و از مصاحبت با یک شهید برگشتم، نمی­دانم تاکنون در زندگیم چنین حالتی بوجود نیامده بود، تاکنون اینطور شاد نشده بودم، لحظاتی دیگر به سحر نمانده است و احساس می­کنم که آخرین پیامم را بر روی صفحه کاغذ می­نویسم، خیلی خوشحالم و از خوشحالی نمی­توانم در خود بگنجم احساس می­کنم ضیافت ائمه اطهار و اولیاءالله جهت آمدنم آماده شده است.

احساس می­کنم شهداء را می­بینم احساس می­بینم. احساس می­کنم لحظه­ای دیگر در کنارشان جای می­گیرم، خدایا تو را شکر می­کنم که به من عطا نمودی این بیخود شدن را، خدایا دوست دارم با شهدا باشم، دوست دارم من را از اولیاءت جدا مگردانی، او[1] نیز اینطور دوست دارد. خدایا در این دنیا هیچ نمی­خواهم، فقط و فقط می­خواهم من و او را با هم شهید نمایی و در کنار هم بخاک سپرده شویم. دوست دارم حیات آن دنیا را با هم بگذرانیم.

"هان ای دوستان" دوست دارم شهید شوم و می­دانم که وقت زیادی به شهادتم و شهادت هر دویمان نمانده است. خدایا محبت چقدر صفا دارد، دوستی چقدر معنا دارد، اگر می­دانستم زودتر خود را آماده می­نمودم تا در حضورت جای گیرم، خدایا بین من و دوستانت جدایی نینداز، بین من و دوستانت فراق و دوری حاصل مکن، خدایا دیگر نمی­خواهم در این دنیا زندگی کنم، چرا که تو را شناختم و حضورت را مدتی است درک نموده­ام، خدایا دوست دارم طعم احترام در حضور و محضرت را به من بچشانی، به من عطا بفرمایی، آخرین روزهای حیات را چقدر زیبا طی می­نمایم، تا حیات طیبه را کسب نمایم. عمر زیادی را در این بیابانها سپری نمودم، در صحراهای جنوب و ارتفاعات غرب به عشق تو گام برداشتم، حالا پیدایت نمودم حالا حضورت را طلب می­نمایم. درست است از برای معشوق در شوق لقایش سوختن رمز است. خدایا عمری است می­سوزم لیک می­سازم اما اکنون طاقت ساختن ندارم. عزم سفر وجودم را مملو از عشق لقاءات فراگرفته است.

دوستان! دیگر موحد را نخواهید دید، دیگر گامهایش را در سرزمینهای جهاد و قتال نخواهید دید، دیگر آه و سوزش را نخواهید دریافت، دیگر فریادش را بر آسمانهای خونین غرب و جنوب نخواهید شنید، موحد از میانتان می­رود. خدایا من چطور شکرگذاری به درگاهت کنم از اینکه مرا در این زمان آفریدی. بهترین و حساسترین لحظات زندگیم را مصادف با موسم گلچینی از بوستان عاشقان لقایت برقرار دادی، چطور شکرگذار باشم که مرا در این زمان پربرکت جمهوری اسلامی قرارم دادی.

"الحمدلله، سبحان الله العظیم" دوستان بیایید تا به ما بپیوندید، ما به ملاقات خدایمان رفتیم. دنیا ارزش ندارد، دنیا سودی ندارد، دنیا فانی است، آنچه که باقی است آخرت است، اعمال خوب انسانهاست، چرا خود را اسیر دنیا نموده­اید؟ چرا خود را اسیر منجلاب فساد و تباهی نموده­اید؟ توجه کنید برگردید بسوی خدای خود.

نمی­دانم چه می­نویسم: شور و شوق سراسر وجودم را گرفته، می­بینم که در کنار شهدا قرار گرفته­ام، می­بینم که بهترین اولیاء خدای را به ملاقات نشسته­ام "الله اکبر" این نوشته و این کلام را از روی احساسات نمی­نویسم، از روی تاثرات ظاهری نمی­نویسم، از روی اعتقاد و ایمان می­نویسم. از روی یقین می­نویسم.

ای کسانی که حق شما را اداء نکرده­ام، مرا ببخشید. ای دوستانی که حق رفاقت را نتوانستم ادا نمایم، مرا عفو کنید. خدایا تو خود می­دانی که خسته شده­ام و دل­شکسته، مرا آرام بخش، مرا مطمئن ساز، مرا در حضورت جای ده، از من راضی شو و مرا ببخش.

پدر و مادر گرامی و معظم: خداوند انشاالله در حق شما رحمت و مغفرت نماید و از فیوضات الهیه­اش شما را بهره­مند نماید، شکر بجای آرید که از وجود پربرکت شما یادگاری مرا حضور حضرت حقتعالی دارید و به خدای تعالی هر چه بیشتر روی آورید و اگر اذن و اجازه حضرتش حاصل شود، شفیع نیکوئی را دارید، امید است وجودتان را تسلیم او کنید تا او نیز نظری بنماید که می­نماید، انشاالله و از خدای بخواهید همانطور که در کنار شما و با شما بوده­ام­، روز قیامت نیز جدایی حاصل نشود بین ما. انشاالله تعالی

(والسلام)

فاو، "حسن موحد رستگار" 11/12/1364

توضیح:

1-   ایشان دقیقا در همین روزی که وصیتنامه را نوشته­اند (11/12/1364) به شهادت رسیده­اند.

2-   برادر ایشان هم (طبق آنچه ایشان در وصیتنامه از خدا خواسته­اند) در همانروز (با فاصله زمانی یک ساعت) شهید شده­اند.

3-   هر دو برادر در کنار هم در گلزار شهدای کاشان (دارالسلام گلابچی) به خاک سپرده شده­اند.


[1] برادرش شهید احسان موحد رستگار


برچسب ها: مردان خدا ، حسن موحد رستگار ، شهدای کاشان ، شهید کاشان ، کاشان ، موحد رستگار ،

رئیس اداره پست كاشان از چاپ تمبر یادبود 33 شهید اطلاعات عملیات دوران دفاع مقدس این شهرستان در آستانه هفته بزرگداشت بسیج خبر داد.

'حسین انصاری مقدم' روز یكشنبه درگفت وگو با خبرنگار ایرنا، با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای بسیج افزود: این اقدام با هدف ارج نهادن به مقام والای شهیدان انجام شده است.

وی اظهار داشت: شهدا تمام هستی خود برای اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی نثار كردند و ما باید از هرچه توان داریم برای پاسداشت یاد و خاطره آنان و ادامه راهشان دریغ نورزیم.

وی شهدا را سرمایه و افتخار نظام جمهوری اسلامی و متعلق به امت اسلامی دانست و خاطر نشان كرد: برای پاسداشت و ترویج فرهنگ شهادت و تفكر بسیجی همه وظیفه دارند ، تلاش كنند.

غبارروبی گلزار شهدا كاشان، برگزاری یادواره شهدا ، دیدار با نماینده ولی فقیه و امام جمعه كاشان، برگزاری صبحگاه مشترك و جلسه ستاد پشتیبانی از بسیج با حضور فرماندار و مسئولان ادارات و همچنین برگزاری جلسه فرماندهان پایگاه‌های مقاومت و شورای حوزه‌ها از جمله دیگر برنامه‌های این هفته بسیج در كاشان است.


برچسب ها: تمبر یادبود ، تمبر یادبود شهدای کاشان ، شهیدان اطلاعات عملیات ، طلایه داران غدیر ،

مراجع: ایرنا ، باشگاه خبرنگاران جوان ،

در مراسمى با حضور مسئولان شهرستان كاشان و خانواده هاى شهدا، همزمان با آغاز كنگره بزرگداشت سرداران و 1700 شهید این شهرستان، از تندیس وداع در شهردارى كاشان، محل اعزام رزمندگان دلیر هشت سال دفاع مقدس، به دست مبارک نماینده ولی فقیه و امام جمعه شهرستان کاشان، حضرت آیت الله سید مهدی یثربی، پرده بردارى شد.

وداع


مراجع: صبح صادق، شماره 151، 28 اردیبهشت 83 صفحه 5 ،

كـنــگــره بــزرگـداشــت ســرداران و 1700 شـهــیــد شـــــهــــــرســـــتـــــان كــــــاشــــــان روزهـــــاى 17 ,16 ,15 اردیبهشت ماه سال جارى در كاشان برگزار مى شود.

سرهنگ رجایى، دبیر كنگـره شهداى كاشان بـا اعلام این مطـلـب افـزود: برنامه هاى كـنـگـره در دو محور برنامه هاى ماندگـار و تبلیغى اجرا خواهد شد كه برنامه هاى ماندگار شامل شعر، خاطـره نویسى، ساخت فیلم سینمایى، تهیه آلبوم عكس شهیدان در قالب نرم افزار، جمع آورى زندگینامه و وصیتنامه و خاطرات شهدا، انتشار تمبر یادبود كنگره، ایجاد بناى یادبود، تشكیل موزه آثار شهدا، تهیه و چاپ كتاب مى باشد.

وى با اشاره به برنامه هاى تبلیغى كنگره خاطر نشان كرد: برگزارى جشنواره فرهنگى ورزشى، اجراى تئاتر، نمایش فیلم، شب شعر و خاطره، گلباران مزار شهدا، برپایى نمایشگاه ویژه در حاشیه اجلاسیـه، درج مقالات كنگره در جراید محلى، تجلیل از فیلمسازان، هنرمندان، نویسندگان، برپایى محافل شعر و خاطره ویژه مادر ان فرزندان و همسران شهدا از دیگر برنامه هاى كنگره خواهد بود.

دبیر كنگره شهداى كاشان ضمن دعوت از مردم براى حضور در برنامه هاى كنگره گفت: طرح عظیم و معنوى با شهدا در تلاوت نور شامل 1700 ختم قرآن نثار ارواح مطهر شهدا هم اكنون شروع شده و نظر به استقبال گسترده مردم تا نیمه اردیبهشت به پایان خواهد رسید .


مراجع: صبح صادق ، یادواره ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2